‘چرا من همیشه برای کریسمس رانندگی به سمت خانه می‌کردم’

‘چرا من همیشه برای کریسمس رانندگی به سمت خانه می‌کردم’

برای من، کریسمس به‌عنوان یک مدیر معمولاً به یک چیز محدود می‌شد – من در یک جایی روی آزادراه بودم!

در طول ۳۰ سال مدیریت، ما همیشه خانهٔ خانوادگی‌مان را در سواحل جنوبی نگه می‌داشتیم. اگر می‌خواستم برگردم تا بچه‌هایم را ببینم که هدایا را باز می‌کنند، سفر به خانه پس از تمرین در شب پیش‌کریسمس – یا حتی در همان روز کریسمس – برای من غیرعادی نبود.

هر جایی که کلاه‌ام را می‌گذاشتم، از میدلزبرو تا پلیموث، یا بریستول تا استوک، یک چیز را هرگز از دست ندادم: شام کریسمس با خانواده‌ام.

گاهی پس از تمرین در روز کریسمس، برای رسیدن به موقع به خانه می‌رفتم، سپس دوباره می‌راندم تا در هتلی که تیم در آن مستقر بود یا هر مکانی که اقامت‌ام بود، حضور داشته باشم.

حتی اگر به بازیکنانم روز کریسمس را تعطیل می‌دادم، من همچنان شب کریسمس به خانه برمی‌گرددم.

مجبور بودم – چون در تمام زمانی که در سفر، بالا و پایین آزادراه می‌گذراندم و حتی وقتی مشغول خوردن شامی بوقلمونی‌ام بودم، بازی ۲۴ دسامبر (روز بوکسینگ‌دی) هرگز ذهنم را ترک نمی‌کرد.

همین‌طور بود که با منچسترس یونایتد روبرو می‌شدم – تیمی که در اولین بازی بوکسینگ‌دی لیگ برتر من با استوک در سال ۲۰۰۸ به‌نزدیک باختیم – یا در سفری بلند به بردفورد یا بارنسلی وقتی در سطوح پایین‌تر لیگ کار می‌کردم.

بهترین نتایج من در روز بوکسینگ‌دی احتمالاً هر دو با استوک بود: پیروزی ۲‑۰ برابر بلک‌برن در سال ۲۰۱۰ – اولین پیروزی استوک در بوکسینگ‌دی لیگ برتر – یا برگرداندن نتیجه و شکست لیورپول ۳‑۱ در استادیوم بریتانیا در سال ۲۰۱۲.

یک طرفدار استوک سیتی به‌طرز مناسب برای کریسمس لباس پوشیده است در حالی که از پیروزی تیمش مقابل لیورپول در روز بوکسینگ دی ۲۰۱۲ لذت می‌برد
یک طرفدار استوک سیتی به‌طرز مناسب برای کریسمس لباس پوشیده است در حالی که از پیروزی تیمش مقابل لیورپول در روز بوکسینگ دی ۲۰۱۲ لذت می‌برد. لیورپول با یک پنالتی از استیون جرارد زودتر پیشی گرفت، اما پاترز با دو گل جاناتان والترز و یک گل دیگر از کنوین جونز واکنش نشان داد.

بدترین‌ام؟ هر شکست، حتی اگر نزدیک خانه باشد.

اما حداقل همیشه فرصتی برای به‌سرعت عبور از آن وجود داشت – معمولاً با یک بازی دیگر چند روز پس از آن.

مدیریت فوتبال تقریباً تمام سال با سرعت تمام پیش می‌رود، اما کریسمس – و همان‌طور که عید پاک نیز – همیشه زمان ویژه‌ای بود که مسابقات به‌سرعت و به‌تعداد زیاد به‌سرمان آمدند.

در این دوران هنوز می‌توانید استخدام یا اخراج شوید – هر دو برایم در طول تعطیلات اتفاق افتاده‌اند – اما به‌عنوان یک بازیکن و یک مربی، من همیشه آن را دوست داشتم. به همین دلیل برنامهٔ کریسمس لیگ برتر امسال را می‌نگرم و ناامیدی عمیقی احساس می‌کنم.

این بخشی از سنت روز بوکسینگ دی است که به‌عنوان یک روز خانوادگی به مسابقات می‌رویم و از نظر تاریخی همیشه مخاطبان زیادی را در تمام سطوح جذب کرده‌اند، اما این فصل تنها یک مسابقه لیگ برتر در جمعه شب می‌بینم؛ بقیه در طول آخر هفته توزیع شده‌اند.

باشگاه‌های بالاترین سطح دیگر واقعاً به درآمد اضافی که جمعیت‌های بزرگ به ارمغان می‌آورند، نیاز ندارند، اما آیا واقعاً به این مرحله رسیده‌ایم که افرادی که برنامهٔ بازی‌های لیگ برتر را تعیین می‌کنند، به‌نظر نمی‌رسد درک یا توجهی به خواست هواداران واقعی – کسانی که هر هفته می‌آیند – داشته باشند؟

خیلی خوشحالم که لیگ فوتبال به سنت پایبند مانده و برنامه‌ی کامل مسابقات را حفظ کرده است. تبریک به آن‌ها، و به لیگ برتر می‌گویم: نه، متشکرم!

به‌عنوان یک بازیکن، شب‌های بیرون‌رفتن تشویق می‌شد

تونی پولیس (چپ) به‌عنوان یک بازیکن جوان با بریستول روورز در ۱۹۷۷ و (راست) به‌عنوان یک بازیکن ارشد با بونماوث ده سال بعد در ۱۹۸۷
پولیس (چپ) به‌عنوان یک بازیکن جوان با بریستول روورز در ۱۹۷۷ و (راست) به‌عنوان یک بازیکن ارشد با بونماوث در ۱۹۸۷

از زمان اولین کریسمس من به‌عنوان یک فوتبالیست، پنجاه سال پیش، چیزهای زیادی در این بازی تغییر کرده است.

به‌عنوان کارآموز جوان در بریستول روورز در دههٔ ۱۹۷۰، زمان بخشیدن بود – برای من، اگر خوش‌شانس بودم!

هر کارآموز مسئول مراقبت از کفش‌های حداقل سه بازیکن ارشد در طول فصل بود و این وظایف را نمی‌شد دست کم گرفت.

تمیز کردن رختکن‌ها و حتی قدم گذاشتن در فرورفتگی‌ها برای ترمیم زمین خسته‌کرده نیز بخشی از وظایف من بود، اما کفش‌های مسابقه‌ای حیاتی بودند و باید برای هر بازی در وضعیت ایده‌آل باشند.

در طول کریسمس و عید پاک، دو زمان شلوغ‌ترین فصل، کار بی‌وقفه بود. ما ساعت‌ها را صرف تمیز کردن، خشک کردن و صیقلی کردن آن‌ها می‌کردیم.

اگرچه پاداشی هم وجود داشت. کریسمس یکی از دو روز پرداخت‌اضافی بود که امیدوار بودیم به‌دستمان برسد. دیگری در پایان فصل بود؛ زمانی که بازیکنانی که مراقبتشان می‌کردیم، با دادن چند پوند به‌عنوان تشکر، قدردانی می‌نمودند.

من در سن ۱۶ سالگی خانه را ترک کردم تا به روورز بپیوندم؛ تیمی که در آن زمان در لیگ حاضر بود که امروزه به چمپیونشیپ شناخته می‌شود. در همان سن، پس از تمرین در شب پیش‌کریسمس، اجازه داشتم به جنوب ویلز برگردم.

اگر بازیکنان ارشد در روز کریسمس در محل بودند، کارآموزان مستقر در بریستول مجبور به پوشش دادن جایشان می‌شدند. اما حتی در آن سن واضح بود که وظیفهٔ ما شامل کار در این زمان‌های تعطیلات است و در روز بوکسینگ دی همیشه یا تیم اصلی را تماشا می‌کردیم یا در لیگ فوتبال کامبینیشن بازی می‌کردیم.

به حرفه‌ای شدن، تمام این وظایف را از من گرفت – اگرچه همیشه به کفش‌ها و پین‌های خودم رسیدگی می‌کردم – اما کریسمس همچنان زمان خاصی بود.

در هر باشگاهی که کار می‌کردم، شخصی بود که روزها و شب‌های کریسمس را برنامه‌ریزی می‌کرد.

من به انواع مکان‌های مختلف می‌رفتم و شب‌های تم‌دار متنوعی برگزار می‌کردیم.

زمان‌ها آن‌گاه متفاوت بود و دستمزدهای ما تقریباً برابر با بیشتر کارگران غیرورزشی بود؛ بنابراین فوتبالیست‌ها بسیار نزدیک به جوامعی که در آن‌ها بازی می‌کردند بودند. برخورد با عموم مشکلی نبود و شب‌های بیرون‌رفتن در میخانه‌ها و کلوپ‌های شبانه برای رهایی از فشار، هرگز بدون الکل نبود.

در واقع، بسیاری از مربیان گاه تشویق می‌کردند که تیم در شب‌های بیرون‌رفتن مشترک داشته باشد تا روح‌بندی تیمی و همبستگی گروهی تقویت شود.

بدیهی است که اکنون می‌دانیم نوشیدن بیش از حد ایدهٔ خوبی نیست، اما در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بازی و فرهنگ انگلستان آن را می‌پذیرفت و در آغوش می‌کشید.

فقط به‌سوی گذشته نگاه کنید و ببینید چندین فینال جام اروپا تیم‌های ما نه تنها در آن شرکت کردند، بلکه برنده شدند – لیورپول، ناتینگهام فارست و آستون ویلا نماد این هستند.

نوشیدن هیچ‌گاه مورد انتقاد قرار نمی‌گرفت. حتی در فنجان چای پیش از مسابقه، اگر هوا خیلی سرد بود، یک قطره ویسکی یا برندی می‌ریختید. من واقعاً با چند نفر که نوشیدنی‌پسند خوب بودند بازی می‌کردم، اما اگر با بازیکنان رگی روزهای آن زمان مقایسه می‌کردید، آن‌ها فقط بچه‌های تازه‌کار بودند!

لزوم «تأثیر» بر شب‌های بیرون‌رفتن به‌عنوان یک مربی

تونی پولیس تماشاگر پیروزی میدلسبرگ بر بولتون در روز بوکسینگ دی ۲۰۱۷ است، همراه با مالک و رئیس باشگاه استیو گیبسون. پولیس همان روز به‌عنوان مربی منصوب شده بود
تونی پولیس تماشاگر پیروزی میدلسبرگ بر بولتون در روز بوکسینگ دی ۲۰۱۷ است، همراه با مالک و رئیس باشگاه استیو گیبسون. پولیس همان روز به‌عنوان مربی منصوب شده بود

وقتی برای اولین‌بار از بازیکن به‌مدیر تبدیل شدم، همان رویکردی را که در دوران بازیگری داشته‌ام ادامه دادم.

در طول سال‌ها ما به‌طور قابل‌توجهی به این مسأله پی بردیم که الکل و سیگار چگونه می‌توانند بر آمادگی جسمانی شما تأثیر بگذارند. در ستون‌های قبلی توضیح دادم که با اکثر بازیکنانی که جذب می‌کردم، شخصیتشان را به‌دقت بررسی می‌کردم.

هنگام کریسمس، همواره به بازیکنان اجازه می‌دادم پس از یک بازی خانگی در اوایل دسامبر، شب بیرون‌رفتن خود را ترتیب دهند و هرگز به‌نزدیک برنامه‌های جشن‌ها نپردازند.

مسئولیت را به یک یا دو بازیکن ارشد می‌سپاردم تا مراقب بازیکنان جوان‌تر باشند و اطمینان حاصل کنند که همه رفتار مناسبی دارند.

در سال‌های اولیه مدیریتم، زمانی که بازیکنان در لیگ‌های پایین‌تر بودند، به‌طور کلی می‌توانستند به‌صورت محلی در همان‌جایی که من به‌عنوان بازیکن لذت می‌بردم، خوش بگذرانند.

منظوره این بود که دوشنبه‌ی بعد، جلسه تمرینی سختی باشد؛ بنابراین آن‌ها یکشنبه زمان بازیابی داشتند تا برای تمرین سختی که حتماً پیش می‌آمد آماده شوند.

همیشه مرا شگفت‌زده می‌کرد که برخی بازیکنان می‌توانستند به‌صورت پرتحرک جشن بگیرند و همچنان روز بعد در اوج فرم باشند، در حالی که دیگران برای رسیدن به همین سطح انرژی با مشکل مواجه می‌شدند.

وقتی به سطوح بالاتر رفتیم، بیشتر به این آگاهی پیدا کردم که باید سعی کنم شب‌های جشن کریسمس آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهم، حتی در مورد مکان برگزاری آن‌ها.

دوشنبه‌ها همیشه گفتگوهای اجتناب‌ناپذیر دربارهٔ آنچه در شب بیرون‌رفتن رخ داده بود، به‌هم می‌رسید و باید اعتراف کنم که برخی از داستان‌هایی که شنیده‌ام، بهتر است در ذهن من بمانند تا در این ستون ذکر شوند.

اما زمان‌ها تغییر کرده‌اند. بازیکنان شبیه ستارگان سینما شده‌اند و بسیاری از باشگاه‌ها اکنون به آن‌ها آزادی می‌دهند تا برای جشن خود به کشوری دیگر سفر کنند.

با افزایش چشمگیر دستمزدهای بازیکنان، آن‌ها بیشتر از زندگی عادی جدا شده‌اند. ورود دوربین‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی هم‌چنان هنگام بیرون‌رفتن شرایط را متفاوت می‌کند.

همیشه بازیکنان را تشویق می‌کردم تا یک شام و شب بیرون‌رفتن با همسران و دوست‌دخترهایشان به‌صورت محلی سازماندهی کنند؛ همچنین شب‌های خاصی توسط باشگاه برای جشن کریسمس برگزار می‌شد، اما نگرانی اصلی من همیشه دربارهٔ شب بیرون‌رفتن بازیکنان بود.

به بازیکنان توصیه می‌کردم تا جشن خود را در خارج از شهر یا شهری که نمایندگی می‌کردند، ترتیب دهند.

من برای برپایی این برنامه‌ها، بوس و هتل‌ها را فراهم کرده‌ام؛ بازیکنان یک شب با اتوبوس می‌آمدند و صبح روز بعد از آن‌ها بیرون می‌رفتند. این کار خطر رانندگی در حالت مستی روز بعد را از بین می‌برد و همچنین گروه را در کنار هم نگه می‌داشت.

پولیس به‌عنوان «شبح کریسمس گذشته» روی کلاه بوقلمونی جشن‌وار این هوادار در سال ۲۰۱۷ ظاهر شد، زمانی که دو تیم قبلی او، استوک و وست بروم، در ۲۳ دسامبر ملاقات کردند. پاترز ۳‑۱ بر بگی‌ها (وست بروم) پیروز شد
پولیس به‌عنوان «شبح کریسمس گذشته» روی کلاه بوقلمونی جشن‌وار این هوادار در سال ۲۰۱۷ ظاهر شد، زمانی که دو تیم قبلی او، استوک و وست بروم، در ۲۳ دسامبر ملاقات کردند. پاترز ۳‑۱ بر بگی‌ها (وست بروم) پیروز شد

تقویت ارتباط و شکستن موانع

از ملاقات در میخانه‌های محلی تا دیدن جت‌های شخصی که بازیکنان را به شهرهای دوردست می‌برند، تغییر عظیمی برای یک مربی است، اما اصل یکسانی از ایجاد پیوند تیمی حفظ می‌شود.

مهم‌ترین نکته این است که بازیکنان زمان خوبی با هم بگذرانند، از همراهی یکدیگر لذت ببرند و امیدوارانه، حتی اگر موقت باشد، آن‌ها را از وابستگی جاری به تلفن‌های همراه دور کنند.

یک تیم واقعی گاهی نیاز دارد که به خاطر همراهان خود فداکاری کند. روحیه تیمی و همبستگی، مؤلفه‌ای حیاتی برای موفقیت در هر ورزش تیمی است و من شاهد تغییر در دیدگاه افراد نسبت به یکدیگر پس از چند ساعت استراحت مشترک بوده‌ام؛ حتی شخصیت‌ها هم در اثر این تجربه دگرگون می‌شوند.

بله، در طول سال‌ها حوادث ناامیدکننده‌ای در باشگاه‌های مختلف شاهد بوده‌ایم، اما هنوز باور دارم مهمانی‌های کریسمس که به‌درستی برگزار شوند، ایدهٔ خوبی هستند؛ زیرا موانع را از میان بر می‌نوند و اعضای تیم را در محیطی صمیمی به‌هم می‌پیوستند.

همیشه دربارهٔ یک واقعهٔ خاص، در استوک در سال ۲۰۰۹ سؤال می‌شود، اما یکی از قواعد طلایی که همواره به‌عنوان مربی رعایت کرده‌ام، این بود که «هر چه در رختکن اتفاق می‌افتد، در رختکن می‌ماند».

به‌طور خلاصه، مهمانی کریسمس بازیکنان آن سال طبق برنامه برگزار شد.

تونی پولیس با کریس بوان از BBC Sport گفتگو می‌کرد.

شادی رضایی

از دوران کودکی عاشق سفر کردن بودم و دوست دارم وقتی درباره مکان‌های دیدنی دنیا محتوایی تولید می‌کنم، عشق حاصل از اون رو به شما هم منتقل کنم. امیدوارم از مطالعه مطالب من لذت ببرید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 2 =

دکمه بازگشت به بالا