«متروک‌ترین مکان جهان»: دریای یخی که الهام‌بخش فرانکنشتاین شد

ساموئل بیرمان، یک عکس قدیمی از سطح ناهموار یخچال طبیعی «مر دو گلاس» (اعتبار: راسکین، دانشگاه لنکستر)
در سال ۱۸۲۳، یخچال «مر دو گلاس» تا دره شامونی امتداد داشت (اثر: ساموئل بیرمان)

این یخچال طبیعی فرانسوی در ۲۰۰ سال گذشته الهام‌بخش آثار هنری بی‌شماری، از جمله «فرانکنشتاین» مری شلی، بوده است. نقاشی‌ها، عکس‌ها و ماهواره‌های مدرن نشان می‌دهند که این مکان از زمانی که شلی برای اولین بار مسحور آن شد، چگونه به طرز چشمگیری تغییر کرده است.

در قرن نوزدهم، در ارتفاعات شهر شامونی در آلپ فرانسه، منظره‌ای باشکوه و متعالی موسوم به «دریای یخ» وجود داشت که هم شگفتی و هم اندکی هراس را برمی‌انگیخت. کسانی که از مسیرهای کوهستانی بالا می‌رفتند تا آن را ببینند، با گستره‌ای یخی و بی‌حاصل به رنگ‌های سفید، آبی تیره و فیروزه‌ای روبرو می‌شدند. بازدیدکنندگان صحنه‌ای را توصیف می‌کردند که گویی سیلی از امواج و گرداب‌ها در زمان منجمد شده‌اند؛ یخبندانی بی‌امان که بی‌کران در دل کوه‌ها پیش رفته بود.

در آن زمان هنرمندان بسیاری این دریای یخی را نقاشی کردند، اما یکی از تأثیرگذارترین تصاویر، یک عکس قدیمی است: یک داگرئوتایپ گرفته‌شده توسط دستیار جان راسکین، نویسنده معروف، در دهه ۱۸۵۰ (تصویر بالا).

این همان یخچال «مر دو گلاس» بود؛ توده‌ای از برف فشرده که از توده‌کوه مون بلان به پایین می‌خزید. این یخچال برای قرن‌ها بزرگ‌ترین یخچال طبیعی فرانسه باقی مانده و یکی از اولین یخچال‌هایی بود که به صورت علمی مورد مطالعه قرار گرفت.

متأسفانه، این یخچال از آن زمان به شدت کوچک شده است – بیش از ۲.۵ کیلومتر (۱.۶ مایل) از اواسط قرن نوزدهم – و همانطور که در بازدید اخیرم متوجه شدم، از همان نقطه‌ای که عکس راسکین گرفته شده، به سختی قابل مشاهده است. ذوب شدن آن در حال شتاب گرفتن است و دانشمندان پیش‌بینی می‌کنند که تا سال ۲۰۵۰، حتی با کاهش شدید انتشار گازهای گلخانه‌ای، ممکن است حداقل ۲ کیلومتر (۱.۲ مایل) دیگر عقب‌نشینی کند.

برخلاف عقب‌نشینی بسیاری از یخچال‌های طبیعی در سراسر جهان که از طریق سنجش از دور یا اندازه‌گیری‌های زمینی ردیابی می‌شوند، «مر دو گلاس» از این جهت منحصربه‌فرد است که تغییرات آن در نقاشی، عکاسی و ادبیات ثبت شده است. در طول قرن‌ها، نویسندگان و هنرمندان بسیاری در برابر عظمت آن احساس کوچکی کرده‌اند.

و در میان برجسته‌ترین آن‌ها، مری شلی جوان قرار داشت. در سال ۱۸۱۶، این نویسنده هنوز «فرانکنشتاین» را منتشر نکرده بود؛ کتابی که بعدها آن را «فرزند هیولایی» خود نامید (و اخیراً توسط گی‌یرمو دل تورو در فیلمی اقتباس شده است). اما پیاده‌روی او به سوی این یخچال، تأثیری بزرگ بر او گذاشت و صحنه‌ای کلیدی برای رویارویی ویکتور فرانکنشتاین و مخلوقش را فراهم کرد.

با مقایسه توصیفات مری و هم‌عصرانش با نقاشی‌ها و عکس‌های گرفته‌شده در طول سال‌ها، می‌توان دید که این دریای یخی که زمانی خیره‌کننده بود، چگونه دگرگون شده است.

در قرن نوزدهم، «مر دو گلاس» آن‌قدر بزرگ بود که تقریباً به سکونتگاه‌های دره شامونی در پایین‌دست می‌رسید، همانطور که این نقاشی از دهه ۱۸۲۰ نشان می‌دهد:

ساموئل بیرمان. در سال ۱۸۲۳، یخچال مر دو گلاس تا دره شامونی امتداد داشت (اثر: ساموئل بیرمان)
در سال ۱۸۲۳، یخچال «مر دو گلاس» تا دره شامونی امتداد داشت (اثر: ساموئل بیرمان)

در آن دوره، «سفر بزرگ» در سراسر اروپا مد بود و به همین دلیل بسیاری از هنرمندان و نویسندگان در مسیر خود به ایتالیا از آلپ عبور می‌کردند.

چارلز دیکنز پس از بازدید در سال ۱۸۴۷، نوشت که چگونه یخچال و دیگر مناظر شامونی «فراتر از وحشیانه‌ترین انتظارات انسان هستند. نمی‌توانم چیزی در طبیعت را باشکوه‌تر یا متعالی‌تر از این تصور کنم. اگر بخواهم اکنون درباره آن بنویسم، کاملاً از خود بی‌خود خواهم شد – چنین تأثیرات شگرفی در درونم موج می‌زند.»

اینگونه است که هنرمند، جی. ام. دبلیو. ترنر، «مر دو گلاس» را هنگام بازدید خود در سال ۱۸۰۲ نقاشی کرد:

عکسی از نقاشی جی. ام. دبلیو. ترنر از یخچال طبیعی در آلپ (اعتبار: Alamy)
جی. ام. دبلیو. ترنر هنگام بازدید از منطقه، این یخچال را به تصویر کشید (اعتبار: Alamy)

و در سال ۱۸۲۶، یک هنرمند سوئیسی این صحنه را تقریباً از همان نقطه‌ای که داگرئوتایپ راسکین گرفته شده بود، با نگاه به جنوب شرقی از هتل پناهگاه مونتانور، خلق کرد:

ساموئل بیرمان/ کتابخانه ملی سوئیس. نقاشی «مر دو گلاس» در سال ۱۸۲۶ از مکانی مشابه با عکس راسکین (اعتبار: ساموئل بیرمان/ کتابخانه ملی سوئیس)
نقاشی «مر دو گلاس» در سال ۱۸۲۶ از مکانی مشابه با عکس راسکین (اعتبار: ساموئل بیرمان/ کتابخانه ملی سوئیس)

هنگامی که شلی ۱۸ ساله – که آن زمان نامش ولستون‌کرافت گادوین بود – از این مکان بازدید کرد، این دریای یخی تأثیر عمیقی بر او گذاشت. در سال ۱۸۱۶، سالی که به «سال بی‌تابستان» معروف شد، او به همراه خواهرخوانده‌اش کلر کلرمونت و همسر آینده‌اش، پرسی شلی شاعر، به سمت یخچال حرکت کرد.

این سه نفر که سوار بر اسب بودند، از مسیری سرگیجه‌آور با درختان کاج و گودال‌های برفی عبور کردند. در یک لحظه، یک قاطر لیز خورد و آن‌ها نزدیک بود به دره سقوط کنند. با بالا رفتن، مناظر به تدریج بی‌حاصل‌تر و هولناک‌تر می‌شد، تا اینکه سرانجام به مونتانور رسیدند، جایی که می‌توانستند روی یخچال قدم بگذارند.

شلی در دفتر خاطراتش نوشت: «اینجا متروک‌ترین مکان جهان است – کوه‌های یخی آن را احاطه کرده‌اند – هیچ نشانی از پوشش گیاهی جز در محلی که ما منظره را تماشا می‌کنیم، وجود ندارد. شکاف‌های نامنظمی در آن دیده می‌شود که دیواره‌های یخی‌شان آبی به نظر می‌رسند، در حالی که سطح آن سفیدِ چرکی است.»

همسرش پرسی نیز به همان اندازه تحت تأثیر قرار گرفته بود. او بعدها از «صحنه‌ای واقعاً سرگیجه‌آور و شگفت‌انگیز» یاد کرد. توصیف او از یخچال نشان می‌دهد چرا آن را «دریا» نامیده بودند: «خودِ دره با توده‌ای از یخ مواج پر شده است. گویی یخبندان ناگهان امواج و گرداب‌های سیلی خروشان را منجمد کرده است… امواج حدود ۱۲ تا ۱۵ فوت (۴ تا ۵ متر) از سطح توده یخ بالاتر رفته‌اند و شکاف‌های عمیق و درازی آن را قطع کرده‌اند که یخ دیواره‌هایشان زیباتر و لاجوردی‌تر از آسمان است.»

این سفر بعدها الهام‌بخش آثار ادبی این زوج شد. برای پرسی، چشم‌انداز آلپ به شعر بسیار مورد مطالعه او، «مون بلان» (۱۸۱۶)، جان بخشید. و در یکی از صحنه‌های «فرانکنشتاین»، مری شخصیت‌هایش را بر سطح این اقیانوس یخی قرار داد.

در فصل ۱۰ نسخه ۱۸۱۸، ویکتور فرانکنشتاین برای یافتن آرامش به شامونی سفر می‌کند. دانشمند که پس از قتل برادرش توسط مخلوقش – و همچنین اعدام ناعادلانه دختری که مقصر شناخته شده بود – غرق در عذاب وجدان است، به «مر دو گلاس» صعود می‌کند به این امید که «شکوه و عظمت طبیعت» ممکن است غم‌هایش را تسکین دهد. او هنگام پیمودن یخچال، آن را این‌گونه توصیف می‌کند: «مانند امواج دریایی خروشان بالا می‌آید، پایین می‌رود و شکاف‌های عمیقی در آن پراکنده است.» با این حال، لحظه‌ای بعد، آرامش او با دیدن مخلوقش که با جهش‌های بلند از روی یخ به سوی او می‌آید تا با او روبرو شود، در هم می‌شکند.

جان کولثارت. فرانکنشتاین و مخلوقش در داستان مری شلی بر روی یخچال با یکدیگر روبرو می‌شوند (اثر: جان کولثارت)
فرانکنشتاین و مخلوقش در داستان مری شلی بر روی یخچال با یکدیگر روبرو می‌شوند (اثر: جان کولثارت)
السی راسل. ملاقات بدنام دانشمند و هیولایش بر روی یخچال الهام‌بخش چندین نقاشی بوده است (اثر: السی راسل)
ملاقات بدنام دانشمند و هیولایش بر روی یخچال الهام‌بخش چندین نقاشی بوده است (اثر: السی راسل)

در تابستان ۲۰۲۳، هنگام تحقیق درباره خانواده شلی برای یک پروژه نویسندگی، از «مر دو گلاس» بازدید کردم تا خودم این یخچال را ببینم. اواسط بعدازظهر به شامونی رسیدم و برای خرید بلیط قطاری که اکنون گردشگران را جابجا می‌کند، دیر شده بود. بنابراین، به جای آن از مسیر شیب‌دار پیاده‌روی کردم و از میان دره‌ای جنگلی بالا رفتم که در آن جویبارهایی از آب حاصل از ذوب یخچال‌ها از قله‌ها سرازیر بود.

دره‌ای که زمانی اقیانوسی خروشان از شکاف‌های یخی را در خود جای داده بود، اکنون جز سنگریزه‌های پودری و جریان باریک آب ذوب‌شده، خالی است.

دو ساعت بعد، به مونتانور رسیدم – جایی که خانواده شلی ناهارشان را خوردند و دستیار راسکین داگرئوتایپ خود را گرفت. به دره نگاه کردم، به امید اینکه نشانی از آن یخبندان بی‌امان ببینم. اما دریایی در کار نبود. در عوض، تنها چیزی که دیدم یک «فقدان» بود. از قبل می‌دانستم که یخچال به دلیل تغییرات اقلیمی عقب‌نشینی کرده است، اما کشف اینکه چقدر عقب رفته، تکان‌دهنده بود. دره‌ای که زمانی اقیانوسی خروشان از شکاف‌های یخی را در خود جای داده بود، اکنون جز سنگریزه‌های پودری و جریان باریک آب ذوب‌شده، خالی است. یخچال هنوز آنجاست، اما تقریباً به طور کامل در پشت پیچ کوهستان در دوردست از دید پنهان شده است.

بعداً، سعی کردم با استفاده از تصاویری که از همان نقطه دید مونتانور گرفته شده بود، عقب‌نشینی یخچال را کنار هم بچینم. تنها ۱۰۰ سال پیش، اینجا هنوز یک دریای یخی بود. این تصویری از آن در سال ۱۹۲۶ است:

عکسی سیاه و سفید از یک دریای ناهموار یخ در صد سال پیش (اعتبار: Alamy)
صد سال پیش، این یخچال هنوز یک دریای ناهموار یخی بود (اعتبار: Alamy)

با این حال، با شروع قرن بیست و یکم، یخچال بسیار پایین‌تر در دره قرار گرفته بود، با شکاف‌های کمتر و پوششی از سنگریزه‌های پودری. در سال ۲۰۰۲، عقب‌نشینی شتاب گرفت. این هم تصویری از یخچال در سال ۲۰۱۴:

گیلم ولوت. تا سال ۲۰۱۴، یخچال تنها سایه‌ای از شکوه گذشته‌اش بود (اعتبار: گیلم ولوت)
تا سال ۲۰۱۴، یخچال تنها سایه‌ای از شکوه گذشته‌اش بود (اعتبار: گیلم ولوت)

در سال ۲۰۱۸، هنرمند اما استیبون سیانوتایپ زیر را خلق کرد. او که داگرئوتایپ راسکین (در بالای این مقاله) را دیده بود، می‌خواست تصویری تولید کند که سبک آن را تداعی کند – و نشان دهد که از آن زمان چقدر تغییر کرده است. (او همچنین در یک مستند رادیویی مشارکت کرد که هدف آن نقاشی برخی از همان مناظری بود که ترنر هنگام بازدیدش به تصویر کشیده بود.)

اما استیبون. تصویری که با سبکی مشابه داگرئوتایپ راسکین گرفته شده و یخچال را در سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد (اعتبار: اما استیبون)
تصویری که با سبکی مشابه داگرئوتایپ راسکین گرفته شده و یخچال را در سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد (اعتبار: اما استیبون)

و در نهایت، این تصویری است که من در تابستان ۲۰۲۳ از آنجا گرفتم، پس از تابستان به‌خصوص گرم سال ۲۰۲۲ که شاهد ذوب بی‌سابقه یخ از یخچال‌های سراسر آلپ بودیم:

ریچارد فیشر. نمایی از یخچال در سال ۲۰۱۴ از موقعیتی مشابه داگرئوتایپ راسکین (اعتبار: ریچارد فیشر)
نمایی از یخچال در سال ۲۰۱۴ از موقعیتی مشابه داگرئوتایپ راسکین (اعتبار: ریچارد فیشر)

امروزه، یخچال آنقدر عقب‌نشینی کرده که اگر بخواهید آن را از نزدیک ببینید، باید با تله‌کابینی که در سال ۲۰۲۴ نصب شده، به پایین دره بروید.

دانشمندان گستره یخچال را برای قرن آینده مدل‌سازی کرده‌اند. با توجه به اینکه تغییرات اقلیمی باعث تابستان‌های گرم‌تر می‌شود، آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند که حتی با کاهش شدید انتشار گازهای گلخانه‌ای، ممکن است تا سال ۲۰۵۰ به اندازه ۲ کیلومتر (۱.۲ مایل) دیگر عقب‌نشینی کند. این تقریباً همان مسافتی است که بین بازدید شلی در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیست و یکم کوچک شد. در بدترین سناریوهای مدل‌سازی‌شده، این یخچال تا سال ۲۰۹۹ به طور کامل ناپدید می‌شود (اما خوشبختانه این سناریو از نظر انتشار گازهای گلخانه‌ای اکنون بعید به نظر می‌رسد).

وینسنت پیو و همکاران. خط آبی خوش‌بینانه‌ترین موقعیت «مر دو گلاس» را در سال ۲۰۵۰ پیش‌بینی می‌کند، در حالی که خط قرمز بدبینانه‌ترین حالت است (اعتبار: وینسنت پیو و همکاران)
خط آبی خوش‌بینانه‌ترین موقعیت «مر دو گلاس» را در سال ۲۰۵۰ پیش‌بینی می‌کند، در حالی که خط قرمز بدبینانه‌ترین حالت است (اعتبار: وینسنت پیو و همکاران)

هنگامی که فرانکنشتاین در رمان مری شلی به «مر دو گلاس» می‌رسد و از مخلوقی که خلق کرده پشیمان است، صحنه‌ای متعالی و الهام‌بخش را توصیف می‌کند که خود نویسنده در سال ۱۸۱۶ با آن روبرو شده بود:

او روایت می‌کند: «دریا، یا بهتر بگویم، رودخانه عظیم یخ، در میان کوه‌های وابسته‌اش پیچ می‌خورد، که قله‌های اثیری‌شان بر فراز فرورفتگی‌های آن آویزان بودند. قله‌های یخی و درخشانشان در نور خورشید بر فراز ابرها می‌درخشیدند. قلبم که پیش از آن اندوهگین بود، اکنون از چیزی شبیه به شادی سرشار شد.»

با این حال، اگر مری زنده بود و امروز با این یخچال روبرو می‌شد، چیزی کاملاً متفاوت می‌دید: تأثیر تغییرات اقلیمی بر بزرگ‌ترین یخچال فرانسه. نه دریایی از یخ، بلکه چشم‌اندازی که به طرز هیولاواری ساخته دست بشر است.

برای دریافت اخبار ضروری آب و هوا و تحولات امیدوارکننده در صندوق ورودی خود، در خبرنامه «زمین آینده» ثبت‌نام کنید، در حالی که «فهرست ضروری» دو بار در هفته مجموعه‌ای دست‌چین از مقالات و دیدگاه‌ها را ارائه می‌دهد.

برای داستان‌های بیشتر در زمینه علم، فناوری، محیط زیست و سلامت از بی‌بی‌سی، ما را در فیسبوک و اینستاگرام دنبال کنید.

شادی رضایی

از دوران کودکی عاشق سفر کردن بودم و دوست دارم وقتی درباره مکان‌های دیدنی دنیا محتوایی تولید می‌کنم، عشق حاصل از اون رو به شما هم منتقل کنم. امیدوارم از مطالعه مطالب من لذت ببرید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − سیزده =

دکمه بازگشت به بالا