«احساس می‌کنم در یک کابوس‌ام»: داخل اولین پرواز تبعید به ایران

مردی با پیراهن کوتاه‌آستین تیره، بر روی صندلی مبل‌دار نشسته است.
پس از سفری دشوار از ایران به ترکیه، برزیل و مرز ایالات متحده، مهراد دالیر بازداشت شد و سپس به ایران بازگردانده شد؛ جایی که از ایمنی‌اش نگران است. تصویر: نیویورک تایمز.

چندین دهه، ایرانیانی که از سرکوب فرار می‌کردند در ایالات متحده پناه گرفتند. اما این پاییز، دولت ترامپ پس از امضای توافقی با تهران، یک پرواز پر از افراد را به ایران تبعید کرد.

در ساعاتی پیش از سپیده‌دم یک روز در اوایل اکتبر، مهراد دالیر خود را در ایستگاهی برای اتوبوس در ایران به‌صورت ایستاده یافت. او به یاد می‌آورد که نگاه سنگین عابران را احساس کرده و می‌لرزد. او به‌ظاهر نامناسب به‌نظر می‌رسید، چون پوشیده بود لباس شبیه زندانی: شلوار و سویشرت خاکستری، و یک جفت دمپایی پلاستیکی آبی.

حدود دو روز پیش، مقامات مهاجرت ایالات متحده، آقای دالیر را از یک مرکز بازداشت داخل فرودگاه آلکساندر، ایالت لوئیزیانا، برداشته و او را به‌عنوان بخشی از یک تبعید انبوه غیرعادی به ایران مجبور کردند؛ کشوری که سابقهٔ ضعیف حقوق بشر دارد و ایالات متحده آن را در اوایل امسال برای متوقف کردن برنامهٔ هسته‌ای‌اش بمباران کرده بود.

آقای دالیر، ۳۴ ساله، می‌گوید که به‌دستگیر شد و در زنجیر و دستبندها قرار گرفت و فرصتی برای تعویض لباس‌های زندانی که در طول بازداشت تحت اداره مهاجرت و گمرک (ICE) بر تن داشته بود، به او داده نشد. پس از ورود به ایران، او با مترو و اتوبوس از فرودگاه بین‌المللی تهران به شهر زادگا‌یش مشهد، در شمال‌شرقی ایران، رفت.

پس از قرض گرفتن یک تلفن همراه، آقای دالیر خبر را به اعضای خانواده‌اش که هنوز در مشهد بودند، منتقل کرد: ایالات متحده او را به‌نشانده‌ای برگردانده بود. «مامان، بیا و من را بگیر»، او به مادرش گفت و به‌سرعت گریه کرد. یک کوله‌پشتی آبی شامل تمام وسایلش بود — چند قطعه لباس، گذرنامه‌اش، کارت‌های مهاجرتی، یک تلفن همراه با باتری خالی و یک اسکناس ۲۰ دلاری.

«احساس می‌کنم در یک کابوس‌ام»، آقای دالیر در یک مصاحبه تلفنی سه‌ساعته از ایران گفت.

او اذعان کرد که در آوریل به‌صورت غیرقانونی وارد ایالات متحده شده بود، اما گفت که فکر می‌کرد پروندهٔ پناهندگی قوی‌ای داشته باشد زیرا مخالف قوانین شریعت اسلامی بوده و فعال سیاسی است. او انتظار نداشت که به‌ایران بازگردانده شود.

«من تمام توانم را برای جلوگیری از این کار گذاشتم، اما مقامات ICE اهمیتی ندادند. آنها به من گفتند: «یا خودت سوار هواپیما می‌شوی، یا ما تو را می‌بندیم و به‌عقب می‌فرستیم».»

در تاریخ ۲۹ سپتامبر، دولت ترامپ یک پرواز پر از ایرانیان، از جمله آقای دالیر، به ایران تبعید کرد پس از دستیابی به توافقی با تهران. این پرواز تبعید با چارتر آمریکایی، برای اولین بار بود. پیش از آن، تبعید شدگان ایرانی به‌صورت فردی بر روی پروازهای تجاری به ایران منتقل می‌شدند. سازماندهی یک هواپیما برای تهران ماه‌ها مذاکرات بین مقامات آمریکایی و ایرانی را می‌طلبید.

چندین دهه، موج‌های ایرانیان فرارکننده از سرکوب در ایالات متحده پناه گرفتند، از جمله بسیاری که ابتدا بدون مجوز بودند ولی پس از آن پناهندگی دریافت کردند.

اما رئیس‌جمهور ترامپ تبعید انبوه را به‌عنوان سنگ بنای سیاست مهاجرتی خود قرار داد و یک فرمان اجرایی صادر کرد که از روز اول دولتش اجرایی شد و حق طلبان پناهندگی را برای مهاجرانی که به‌صورت غیرقانونی از مرز عبور کردند، ممنوع کرد. این سیاست از آن زمان به‌طور جزئی توسط یک دادگاه فدرال مسدود شد. دولت ترامپ در اواخر ماه گذشته اعلام کرد که تعداد پناهجویان قابل ورود به ایالات متحده را به رکورد پایین‌تری یعنی ۷٬۵۰۰ نفر کاهش داده است.

تریسا مک‌لافلین، سخنگوی وزارت امنیت داخلی، اعلام کرد که ۵۴ ایرانی که در این پرواز تبعید شدند، حکم نهایی اخراج یا احضار برای خروج داوطلبانه داشتند و همگی روند قانونی مناسب را دریافت کردند. خانم مک‌لافلین افزود که از میان این ایرانیان تبعید شده، «تروریست‌ها، قاچاقچیان انسان و عوامل خارجی مظنون» حضور داشته‌اند.

خانم مک‌لافلین گفت که از میان ۵۴ ایرانی تبعید شده در این پرواز، ۲۳ نفر ارتباط با تروریسم داشتند، هفت نفر در فهرست نظارت بر تروریست‌ها بودند و پنج نفر دیگر با شبکه‌های قاچاق انسان مرتبط بودند. او نام یک مرد محکوم به داشتن ارتباط با گروه‌های تروریستی و دو نفر دیگر را که به‌نظر او تقلب انجام داده‌اند و عکس‌های جعلی و تغییر یافته‌ای بارگذاری کرده‌اند، ارائه داد.

«دولت ترامپ مصمم است که با سرعت و به‌بالاترین استانداردها، افراد غیرقانونی را از کشور تبعید کند»، گفت ایبیگلی جکسون، سخنگوی کاخ سفید.

وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که بیش از ۴۰۰ ایرانی در ایالات متحده با تبعید مواجه‌اند و برنامه‌ریزی برای پروازهای اضافی در حال انجام است.

آقای دالیر و حداقل هشت نفر دیگر به‌شدت در مقابل تبعید مقاومت کردند، طبق گفتهٔ او و سایر تبعید‑شدانگان. آنها بارها به مقامات آمریکایی اطلاع دادند که ایران آنها را آزار خواهد داد و برای جانشان می‌ترسند. در میان آنها مسیحیان مبدل، اقلیت‌های قومی و مخالفان سیاسی حضور داشتند.

این مقاله بر پایهٔ مصاحبه‌ها با آقای دالیر؛ یک تبعید‑شده دیگر که خواست تنها با حروف ابتدایی نام خود، A.A.، شناسایی شود چون انتشار نام کامل‌اش می‌تواند منجر به دستگیری او شود؛ اعضای خانوادهٔ هر یک از این افراد؛ وکلای آمریکایی که برخی از تبعید‑شدانگان را نمایندگی می‌کردند؛ و سه ایرانی که در حال حاضر در بازداشت ICE نگهداری می‌شوند و برخی از مسافران پرواز را می‌شناسند، ساخته شده است.

نه آقای دالیر و نه A.A. در فهرست افرادی که توسط وزارت امنیت داخلی به‌دلیل داشتن ارتباط با تروریسم یا ارتکاب تقلب نام‌برده شده‌اند، حضور ندارند.

راه به سوی آمریکا

سفر آقای دالیر به‌عنوان پناهنده در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، زمانی که او، طبق گفتهٔ خود، با پدر و برادران دوقلو کوچکترش به ترکیه فرار کرد. حسن دالیر، پدرشان که اکنون ۶۰ سال دارد، معلم مدرسه بود و بیان کرد که به‌دلیل انتقاد از اسلام و دولت، زندان و شکنجه شده است. پسران او نیز فعالان سیاسی بودند و بر اساس گفتهٔ پدر، عوامل امنیتی به او و خانواده‌اش تهدیدهای خشونت و مرگ را روا داشته‌اند.

در ترکیه، خانواده دالی‌رز در سازمان کمیسریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHCR) ثبت‌نام کردند تا مسیر قانونی برای اسکان در یک کشور امن پیدا کنند. UNHCR تمام چهار نفر را به‌عنوان پناهندگان شناسایی کرد و آنها را «محافظت‌شده» نامید، طبق اسنادی که توسط نیویورک تایمز بررسی شد.

اما ترکیبی از زمان‌بندی نامناسب و تغییر سیاست‌های مربوط به پناهندگان، این خانواده را از هم جدا کرد. UNHCR پدر و دوقلوهای دوقلوی که در آن زمان نوجوان بودند را برای اسکان در ایالات متحده ارجاع داد، اما آقای دالیر را نادیده گرفت بدون توضیح دلیل. پروندهٔ او به دولت ترکیه ارجاع شد، که از مهاجرت به این منطقه جلوگیری می‌کند و درخواست پناهندگی او را رد کرد. مقامات او را مجبور به ترک ترکیه کردند.

برادران جوان‌تر دو سال پیش در رالی، کارولینای شمالی اسکان یافتند، جایی که هم‌اکنون زندگی می‌کنند و در وال‌مارت مشغول به کار هستند. پدر آقای دالیر نیز برای اسکان در ایالات متحده تأیید شد؛ طبق اسنادی که نیویورک تایمز بررسی کرده، اما به‌دلیل زمان طولانی که پرونده‌ها می‌گیرد، موانع جدیدی — از جمله توقف پذیرش پناهندگان — مانع از انتقال او از ترکیه شد که در آنجا وضعیت موقت دارد.

یک مرد مسن که در برابر یک پنجره ایستاده است و در سایه نمایه‌ای دیده می‌شود.
حسن دالیر، پدر آقای دالیر، معلم مدرسه‌ای بود که به‌دلیل انتقاد از دولت، زندانی و شکنجه شد. تصویر: برادلی سکر برای نیویورک تایمز.

پرواز

آقای دالیر گفت که او و سایر بازداشت‌شدگان ایرانی که در لوئیزیانا نگهداری می‌شدند، زمان تبعید قریب‌الوقوع خود را متوجه شدند وقتی نماینده‌ای از دولت ایران، عبدالفاضل مهرآبادی، مدیر بخش نمایندگی ایران در واشنگتن، به محل بازداشت آمد و با آنها ملاقات کرد.

«ما با آمریکایی‌ها برای تسهیل پرواز همکاری کردیم، زیرا سیاست ما این است که نمی‌خواهیم هیچ شهروند ایرانی‌ای در بازداشت رنج ببرد»، آقای مهرآبادی در مصاحبه‌ای گفت. او افزود که به تبعید‑شدانگان اطمینان داده است که هنگام فرود در ایران، هیچ مشکلی برای آنها پیش نخواهد آمد.

پرواز در روز بعد انجام شد.

در اقدامی که او به‌عنوان آخرین تلاش ناامیدی توصیف کرد، آقای دالیر گفت در روز پرواز در مرکز بازداشت خودکشی کرد. او با یک ریش‌تراش مخفی در آستین خود مچ‌هایش را برش داد. مقامات خونریزی را دیدند، او می‌گوید، و او را به کلینیک موجود در محل منتقل کردند. سپس او را تا آماده شدن هواپیما به تنهایی در سلول انفرادی نگه داشتند.

سخنگوی وزارت امنیت داخلی، خانم مک‌لافلین، گفت که آقای دالیر خودکشی نکرده و در سلول انفرادی نگه داشته نشده است.

آقای دالیر به‌خاطر اضطرابش هنگام رسیدن اتوبوس به باند فرودگاه آلکساندر و ایستادن در پایهٔ یک هواپیما، وحشت کرد. او فریاد زد و در حین گریه التماس کرد: «در ایران مرا می‌کشند. لطفاً من را برنگردانید، لطفاً رحمت کنید».

وقتی او از سوار شدن به هواپیما امتناع کرد، گفت چندین مأمور او را به‌وسیلهٔ پله‌ها به داخل هواپیما و صندلی‌اش بردند.

بر اساس گفتهٔ آقای دالیر و بیانیه‌های سایر تبعید‑شدانگان، زمان خروج شلوغ و پر هرج و مرج بود و مأموران ICE با برخی از افراد که سوار شدن را رد می‌کردند، درگیر شدند. خانم مک‌لافلین ادعاهای مربوط به خشونت از سوی مأموران ICE را «کذب» خواند. برخی از تبعید‑شدانگان درخواست دسترسی به وسایل شخصی خود را داشتند تا اسنادی مانند کتاب مقدس، یک صلیب، مدارک ارتباط با گروه‌های مخالف را که می‌توانست در ایران علیه آنها استفاده شود، دورند.

زمانی که A.A. با یک اتوبوس جداگانه رسید، او گفت از پنجره نگاه کرد و دید که آقای دالیر به هواپیما کشیده می‌شود. او می‌گوید که برای نشان دادن مقاومت خود، خود را در داخل اتوبوس قفل کرد و دست‌هایش را به صندلی‌ها بست. گروهی از مأموران ICE درب را شکستند و او را بیرون کشیدند.

«قبل از اینکه من را برگردانید، مجبورید مرا بکشید»، A.A. که عضو یک گروه اقلیت قومی در ایران است، گفت که این جمله را بارها تکرار کرد.

همسر او، مینا، دو ماه پیش در استان تنیسی، فرزند اولشان — پسری که هنوز A.A. آن را ندیده است — را به دنیا آورد. او هنگام عبور از مرز به آمریکا باردار بود و در طول بازداشت از هم جدا شدند. مینا، که هنوز دستبند پای ICE بر روی پایش بود، به سرپرستی یکی از بستگان برای زایمان آزاد شد.

«شوهرم هرگز به‌صورت دلخواه ترک نخواهد کرد، زیرا بیش از همه چیز در جهان او می‌خواهد فرزندش را ببیند و برای او زنده بماند»، مینا در مصاحبه‌ای گفت. او افزود که به او نیز اطلاع داده شده است که خطر تبعید برای او نیز وجود دارد.

پرواز نزدیک به ۵۰ ساعت طول کشید و در پورتوریکو، قاهره و دوحه توقف داشت. تمام تبعید‑شدانگان در طول پرواز به دوحه به‌صورت زنجیر و دستبند نگهداری می‌شدند. وزارت امنیت داخلی اعلام کرد استفاده از ابزارهای بازدارنده در پروازهای تبعید، رویه‌ای طولانی‌مدت است و «اقدامی ضروری» برای ایمنی هم بازداشت‑شدانگان و هم افسران همراه آنها محسوب می‌شود.

در طول پرواز، A.A. گفت که به دیگران به زبان فارسی فریاد زد که باید به‌صورت جمعی در دوحه آخرین اقدام مقاومت را انجام دهند.

هواپیما در یک پایگاه نظامی دوردست فرود آمد و یک هواپیمای چارتر دوم، هواپیمای قطر ایئرلاینز، منتظر آنان بود. آقای دالیر، A.A. و حدود هشت نفر دیگر اعتراضی برگزار کردند و در حین انتقال بر روی اتوبوس دراز کشیدند. مأموران امنیتی قطر درخواست نیروهای حمایت بیشتری کردند و شروع به ضرب و شتم مردان کردند و آنها را از اتوبوس بیرون کشیدند، آقای دالیر و A.A. گفتند. زنجیرهای آنها برداشته شد اما تا رسیدن به تهران، دستبندهایشان همچنان باقی ماند.

«آنها از تاسرهای الکتریکی برای خنثی کردن من استفاده کردند، و وقتی این کار مؤثر نبود، من و یک نفر دیگر را در لباس‌های محدودکننده قرار دادند و به صندلی‌هایمان بستند»، A.A. گفت.

دولت قطر گفت که نظری دربارهٔ این پرونده ارائه نخواهد کرد، اما یک مقام قطری با اطلاع از پرواز بیان کرد که قطر هیچ‌گونه درخواست پناهندگی دریافت نکرده و انتقال بازداشت‑شدانگان کاملاً مطابق با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و پروتکل‌های امنیت داخلی انجام شده است.

دو مرد جوان، دوقلو، که در کنار هم ایستاده‌اند. هر دو عینک به چشمان، پیراهن تیره و شلوار جین آبی به تن دارند.
برادران دوقلوی جوان‌تر آقای دالیر، مهران (سمت چپ) و مهرداد، در خانهٔ خودشان در رالی، کارولینای شمالی. تصویر: کورنل واتسون برای نیویورک تایمز.
دست‌هایی که به‌نظر می‌آیند ناپدید شده‌اند، یک تلفن همراه را نگه داشته‌اند که تصویری از یک مرد جوان با کلاه بیس‌بال نمایش می‌دهد.
دست‌های ناپدید شده یک تلفن همراه را نگه داشته‌اند که تصویر یک مرد جوان با کلاه بیس‌بال را نشان می‌دهد. تصویر: نیویورک تایمز.

ترس‌زده در ایران

یک صف از مقامات دولتی و مأموران امنیتی غیرنقاب، هنگام فرود تبعید‑شدانگان در تهران در انتظارشان بود.

«ما همه‌مان آنقدر ترسیده بودیم که نمی‌دانستیم آنها چه کاری با ما می‌کنند»، آقای دالیر گفت. «برخی از مأموران می‌گفتند: «به خانه‌تان خوش آمدید»، این صحنه غیرواقعی بود.»

مقامات ایرانی یک فرم دو صفحه‌ای به آنها دادند که در آن نام‌ها، نشانی منزل محلی و شماره‌های تلفن؛ اسامی و شماره‌های تماس اقوام در ایران؛ آدرس‌های ایمیل و شماره‌های واتساپ؛ دلیل ترک ایران؛ و توصیفی از مسیر ورود به ایالات متحده درخواست شد.

صورت مردی که از سینه به بالا دیده می‌شود و توسط یک پرده نازک پوشانده شده است.
آقای دالیر در ایران، ماه گذشته. تصویر: نیویورک تایمز.

آقای دالیر گفت که او و چند نفر دیگر به یک اتاق منتقل شدند که در آن مأموران امنیتی به‌طور بیشتر از آنها سؤال کردند. به آنها گفته شد که برای سؤال‌های بیشتر به اطلاع‌شان بدهند و از آن زمان، مأموران اطلاعاتی به چندین بازگشت‌کننده، از جمله آقای دالیر و A.A، تماس گرفته‌اند و آنها را برای بازجویی‌ها فراخوانده‌اند.

تلویزیون دولتی ایران مصاحبه‌های کوتاهی با چندین تبعید‑شده داوطلب پخش کرد. مردی که گفت پرستار است گفت که برای فرصت‌های اقتصادی بهتر به آمریکا رفت. «از لحظه‌ای که به من گفتند «شما تبعید می‌شوید»، خوشحال بودم. رنج پایان می‌یابد»، او بدون ارائهٔ نام خود گفت.

به‌دلیل ترس از دستگیری، A.A. یک روز پس از ورود، با توصیه وکیل‌اش آقای هریشی، از ایران فرار کرد. او با کمک قاچاقچیان، از مرز به یک کشور همسایه عبور کرد و اکنون در مخفی‌گاه است.

از زمانی که برگشت، سه نفر از هم‌پیمانان تبعیدش، آقای دالیر گفت، پاسپورت‌هایشان مصادره شده و به آنها گفته شد که از خروج از کشور ممنوعند.

آقای دالیر به‌صورت مکرر مکان‌های خود را تغییر می‌دهد. او گفت مأموران امنیتی چندین بار با مادرش تماس گرفته‌اند و می‌گویند باید برای سؤال به دفتر محلی بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران به کشور مراجعه کند، اما او تاکنون این تماس‌ها را نادیده گرفته است. او گفت می‌خواهد از ایران خارج شود اما از فرار مداوم خسته شده است.

«کجا می‌توانستم بروم؟» او پرسید. «در این موقعیت، کدام کشور مایل به پذیرش من است؟»

شادی رضایی

از دوران کودکی عاشق سفر کردن بودم و دوست دارم وقتی درباره مکان‌های دیدنی دنیا محتوایی تولید می‌کنم، عشق حاصل از اون رو به شما هم منتقل کنم. امیدوارم از مطالعه مطالب من لذت ببرید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا