
پشتیبانی شده توسط
توسط ویویان نرِیم و عبدی لاتیف داهیر
ویویان نرِیم از ریاض، عربستان سعودی گزارش داد و عبدی لاتیف داهیر از شهرها و روستاهای کنیا گزارش کرد.
اگر به دقت نگاه نکنید، به راحتی میتوانید کودکان را از دست بدهید.
در طول روز، گروهی کوچک از پسران و دختران برای پناهبرداری از گرمای ۱۱۰ درجه میآیند و میروند. اما در شب، همواره در همانجا حضور دارند؛ بدنهایشان بهصورت جمعو‑جور بر روی حاشیهای کنار ایستگاه گاز ریاض، پایتخت عربستان سعودی، جمع شدهاند.
دختری که پیراهن قرمز بر تن دارد، دالیا است؛ دختر پرانرژی ۸‑سالهای که انگلیسی را از ویدئوهای یوتیوب یاد گرفته است. نوزاد گریوان برای شیر، آبودی، که ۱۷ روز پیش متولد شده، در کنار آنهاست. نزدیک آن، کودک چشمان باز و کنجکاوی وجود دارد که هنوز یاد میگیرد پیش از عبور از جاده به هر دو طرف نگاه کند.
مادرانشان که در کنارشان دراز کشیدهاند، خانهدارها و پرستارهای کینیاییاند. دولتشان کارگرانی همانند آنها را تشویق میکرد تا در عربستان سعودی شغل بیابند و پساندازهایشان را به کنیا بفرستند. آنها خانهها را تمیز میکردند و از کودکان خانوادههای سعودی مراقبت میکردند.
مانند بسیاری دیگر از کینیاییهای شاغل در منازل سعودی، آنها با سوءاستفاده، بهرهکشی و نادیده گرفتن روبهرو شدند. اما زنان دیگر، هنگامی که ناامید میشوند، میتوانند به خانه خود بازگردند.
این زنان نمیتوانند. آنها فرزندی خارج از ازدواج داشتهاند و اکنون در تلهای بهدام افتادهاند.
در این پادشاهی محافظهکار اسلامی، جایی که یک مادر مجرد میتواند بهدلیل «بارداری غیرقانونی» به زندان رفت، گویی فرزندشان وجود ندارند. بدون مدارک شناسایی، آنها به حاشیههای جامعه رانده میشوند. اما خودشان نیز نمیتوانند کشور را ترک کنند.
ماموران پلیس، کارکنان پناهگاهها و دیپلماتها مادران را رد کردند. سرانجام، آنها به ایستگاه گاز رفتند. این کار بیمعنی بهنظر میرسید، اما شایعهای وجود داشت که این مکان تنها جایی است که مادران تنها میتوانند همراه با فرزندان خود بهصورت اخراجی منتقل شوند.
فانیس، مادر دالیا، ۳۲ ساله، میگوید: «سعی کردم بروم، اما امکانپذیر نبود».

استر در ماه سپتامبر، پس از زایمان آبودی، ضعیف و سردرگم به اینجا آمد.
او به طور قانونی توسط شرکت «محره منابع انسانی»، یک شرکت سعودی با سهامداران عمدتاً آمریکایی که از طریق صندوقهای شاخصی شامل بلکراک و مورگان استنلی سرمایهگذاری میشوند، بهعنوان کارگر خانگی منصوب شد.
او در یک شهر کوچک شمال ریاض کار میکرد، ارتباطی با یک راننده مصری برقرار کرد، باردار شد، در مسکن کارمندان به دنیا آمد، توسط پلیس بازداشت شد و سپس آزاد شد.
او روزها را همراه با آبودی در فضای باز میخوابید، به دلیل گرسنگی برای تولید شیر به مشکل برخواسته بود و از هر مرجعی که میتوانست کمک بخواهد، درخواست مینمود.
یک راننده تاکسی به او دربارهٔ ایستگاه گاز گفت.
مادران دیگر یک اردوگاه کوچک بر روی حاشیهای سرسبز تشکیل داده بودند. وقتی استر رسید، فانیس با او دوست شد و دورکاس برایش پوشک فراهم کرد.
صندوقدار فروشگاه کوچک ایستگاه تلفنهایشان را بهصورت رایگان شارژ میکرد. عابران گاهی غذا، آب و لباس میآورند. این همان دلیل بود که دالیا پیراهن قرمز خود را دریافت کرد.
در پایان، داستان اخراج از ایستگاه گاز بهنظر میرسید که افسانهای است. فانیس گفت که سعی کرد خودروهای پلیس را صدا بزند و با تضرع برای بازداشت شدن از آنها درخواست کرد.
کودکان هفتهها را بدون حضور مادرانشان در مهدکودکهای غیرمجاز میگذرانند.
در دل یک ساختمان آپارتمانی به رنگ بژ، صدای خنده و گریهٔ حدود دوازده کودک از پشت پردهای که روی درب اتاق بازی آویزان است، میشنید.
پسری چهار ساله از دیوارها میکوبد. نوزادی چاق بر زانوهای مراقباش نشسته است. و دختری سه ساله سعی میکند کفشهای طلایی «مری جین» خود را که روی پای اشتباهی گیر کردهاند، بپوشاند. نام او پریس است.
این مهدکودک غیرمجاز در ریاض یکی از بسیاری است که برای رفع نیازهای مادران مجرد کینیایی بوجود آمدهاند. کودکان اینجا برای هفتهها بازی میکنند و میخوابند در حالی که مادرانشان بهعنوان نظافتچیان، آشپزان و پرستارهای ساکن در خانه کار میکنند و در روزهای تعطیل به دیدن آنها میآیند.
مدارس و مهدکودکهای دارای مجوز برای ثبتنام کودک، گواهی تولد یا مدرک شناسایی دیگری میطلبند. اکثر این کودکان این مدارک را ندارند.
مادر پریس، پنینا وانجیروا کیهیو، در سال ۲۰۱۹ به عربستان سعودی آمد. همان سال بیکاری در کنیا افزایش یافت و کمیته کارگری مجلس به دولت توصیه کرد که «یک کارزار دقیق برای بازاریابی عربستان سعودی بهعنوان یک کشور مقصد مهم برای اشتغال خارجی آغاز کند».
بدون گواهی تولد، خروج از کشور تقریباً غیرممکن میشود.
در این پادشاهی محافظهکار اسلامی، جایی که یک مادر مجرد میتواند بهدلیل «بارداری غیرقانونی» به زندان رفت، گویی فرزندشان وجود ندارند. بدون مدارک شناسایی، آنها به حاشیههای جامعه رانده میشوند. اما خودشان نیز نمیتوانند کشور را ترک کنند.
در پایان، یک ایستگاه گاز وجود دارد.
بهنظر میرسید هیچیک از مادران نمیدانست چه کسی اولین بار به آنجا رسیده و چه زمانی.
راههایشان به آنجا متفاوت بود. بیراتیس ناسییمییو نتوانست با حقوق کماش در حالی که از دوقلوها مراقبت میکرد، مخارج را پوشش دهد.
فانیس و دخترش دالیا آزمایش DNA انجام دادند اما هیچگاه نتایج آن را دریافت نکردند.
برای دورکاس، آخرین سرنخ زمانی بود که زن کینی دیگری که با او در منزل بود، سعی کرد او را به کارهای جنسی وادار کند و پس از امتناع او را بیرون کرد.
در اضطراب، تمام آنها توسط شخصی هدایت میشدند که همان داستان را میگوید: اگر فرزندی دارید و میخواهید اخراج شوید، به ایستگاه گاز در محلهٔ منفوها، جنوب ریاض بروید.
«چرا یک زن و یک نوزاد در ایستگاه گاز حضور داشته باشند؟»
استر گفت که نمیتواند درک کند چرا این شرایط او و فرزندش را به چنین فضایی مرزی مجبور کرده است.
برای بسیاری، ایستگاه گاز نزدیکترین چیزی است که به یک خانه شباهت دارد.
استر و آبودی در بیرون ایستگاه گاز در ریاض.

ویویان نرِیم گزارشگر ارشد نیویورک تایمز است که کشورهای شبهجزیره عربی را پوشش میدهد. او در ریاض، عربستان سعودی مستقر است.
عبدی لاتیف داهیر نگارگر شرق آفریقا برای نیویورک تایمز است که در نایروبی، کنیا مستقر است. او موضوعات گستردهای از جمله ژئوپولیتیک، تجارت، جامعه و هنرها را پوشش میدهد.
یک نسخه از این مقاله در چاپ روز ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، بخش A، صفحه ۱ نسخه نیویورک با عنوان: «متولد در عدمثبات و به دام افتاده در عربستان سعودی». سفارش بازنشرها | روزنامه امروز | اشتراک.