ستارهشناس لیزا استاردست تجربهٔ خود را دربارهٔ آستروکارتوگرافی — تکنیکی نجومی که با بهکارگیری نمودار تولد، تأثیر انرژی مکانهای مختلف بر زندگیتان را میسنجد — با ما به اشتراک میگذارد.

نکات کلیدی
- ستارهشناس لیزا استاردست تجربهٔ خود را از آستروکارتوگرافی در مصاحبهای با People بهاشتراک میگذارد و راههایی که این تکنیک نجومی در زندگیاش تأثیر گذاشته است، شرح میدهد.
- آستروکارتوگرافی شاخهای از نجوم است که در دههٔ ۷۰ میلادی ابداع شد؛ در این روش نقشهای ایجاد میشود که با گرفتن تصویر آسمان در زمان و مکان دقیق تولد، آن را بر روی نقشهٔ زمین میکارند.
- «آستروکارتوگرافی مینقشهکشی میکند که چگونه با کل کرهٔ زمین تعامل دارید؛ کجا میدرخشید، کجا آزمون میشوید، و کجا جهان میآید تا شما را جذب و درگیر کند»، نجومشناس مشهور هدر رن روبینز به استاردست میگوید.
بهعنوان یک ستارهشناس، همیشه بهدنبال روشهای مختلفی برای شناخت بهتر از خود و دنیای اطرافم هستم.
بیش از ده سال پیش، در یک جلسه مشاوره با نجومشناس مشهور هدر رن روبینز، با آستروکارتوگرافی (زمینهای که امروز در آن تخصص دارم) آشنا شدم. (بله، ستارهشناسان هم مشاوره میگیرند — ترجیح میدهم این مشاوره را از همتایان خود بگیرم تا خوانشام بیطرف باشد و از ارزیابیهایی که ممکن است چارت من را به سمت دیگری منحرف کنند، جلوگیری کنم.)
وقتی روبینز و من صحبت کردیم، او به من بینشهایی دربارهٔ خودم داد و بهترین مکانهای جهان برای بازدید یا زندگی را پیشنهاد کرد، زیرا در حال تغییر و جستجوی هویت خود بودم.
بهیاد دارم که او گفت سانآنتونیو مکانی فوقالعاده برای من است؛ چون میتوانستم آزادانه بچرخم و نقش یک گاوچران زن را ایفا کنم. سپس دربارهٔ آستین، تگزاس سؤال کردم، چون همیشه میخواستم آنجا را ببینم و حس میکردم به این شهر ارتباط عمیقی دارم. سالها پیش، به یک آشنایی که در آنجا زندگی میکرد علاقهمند بودم (در آستروکارتوگرافی میتوان حس همراستایی با مکان، فرهنگ یا مردم آن محل را تجربه کرد).

روبینز اطمینان داد که آستین در ناحیهٔ اثر (شعاع ۶۰۰ مایلی که میتوان احساس آن را داشت) که میخواستم بازدید کنم، قرار دارد، چون سیارهٔ مریخ بر خط صعودی من بود (اینها «پاران» نامیده میشوند).
برای کسانی که با آستروکارتوگرافی آشنایی ندارند، این شکلگیری از نجوم است که در دههٔ ۱۹۷۰ ایجاد شد و مراکز انرژی یا خطوطی را شناسایی میکند که مناطق زاویهای چارت ما را برجسته میسازد.
این روش بر خانهٔ اول (خود)، خانهٔ چهارم (خانه)، خانهٔ هفتم (شراکتها) و خانهٔ دهم (تصویر عمومی) تمرکز دارد. وقتی نمودار تولد خود را بررسی میکنید، این نوع نجوم سیاراتی را که این مناطق را فعال میکنند، آشکار میکند.
روبینز میگوید: «آستروکارتوگرافی نشان میدهد که چگونه با تمام جهان تعامل میکنید؛ کجا میدرخشید، کجا آزمون میشوید، و کجا جهان میآید تا شما را جذب و درگیر کند».
روبینز همچنین توضیح میدهد که نقشههای آستروکارتوگرافی مکان دقیق هر سیاره را که در لحظهٔ تولد شما در حال صعود، غروب، مستقیماً بالای یا مستقیماً زیر آن بود، و همچنین موقعیت خورشید در زمان طلوع، ظهر، غروب و نیمهشب نشان میدهد.
«این چهار نقطهٔ اساسی همانند میخهای چادری عمل میکنند تا شما را به پایهٔ زندگیتان متصل سازند»، او میگوید و اضافه میکند: «زندگی زمانی هیجانانگیز میشود که در فاصلهٔ ۲۰۰ مایلی یک خط باشید، اما اینکه این وضعیت شکوهمند یا چالشبرانگیز باشد، به طبیعت سیاره، وضعیت آن در چارت تولد شما، عبورهای سیارکی بر آن در همان لحظه و نحوهٔ اجرای الگو بستگی دارد.»
هر سیاره ویژگی خاصی دارد که علامت واضحی است، و وقتی با خانهای خاص ترکیب میشود، خصوصیات منحصربهفرد خود را بهدست میآورد.
برای مثال، فرض کنید مشتری در برج قوس بر موقعیت صعودی در نیویورک قرار دارد؛ این نشاندهندهٔ فردی محبوب و شاداب در نیویورک است. اگر مرکوری در برج عقرب بر موقعیت صعودی در نیویورک باشد، ممکن است فردی اجتماعی ولی با طبیعتی جدی و پرمفهوم داشته باشد.
برای توضیح بیشتر دربارهٔ آستروکارتوگرافی، این سیارات و موقعیتها ممکن است در مناطق دیگری، حتی در شهر زادگاه فرد، حضور نداشته باشند. چارت بسته به منطقهٔ زمانی تغییر میکند؛ من در ساعت ۳:۰۵ بعدازظهر به وقت شرق (ET) به دنیا آمدم، که در زمان مرکزی (CT) به ساعت ۲:۰۵ تبدیل میشود. صعودی من که در ابتدا در برج میزان بود، در این تغییر به برج سنبله تبدیل میشود. من مریخ در برج سنبله دارم که با صعودیام در آستین همپوشانی دارد.
برخی ممکن است بگویند ارتباط مریخ با صعودی در یک نقشهٔ آستروکارتوگرافی میتواند باعث درگیری شود. اما من شخصاً هرگز چنین تجربهای نداشتهام؛ زیرا مریخ انرژی و شور و شوق میبخشد. با توجه به اینکه مریخ من در برج سنبله است، کمی محتاطتر از کسانی است که مریخشان در برج قوس (یک علامت آتشین و پرجنبوجوش) قرار دارد. مریخ زمینی و مراقبهای من، طبیعتی انعکاسی به من میبخشد و شوقی برای مثبتنگری در دل من میپروراند.
روبینز میگوید: «اگر به جایی سفر کنید که مریخ خط صعودیتان را میگیرد، رفتاری شبیه مریخ خواهید داشت؛ مستقل، قوی، شاید پرشور یا دشوار، احتمالاً جذاب، قطئا قابلتسلیم نیست. چگونه میخواهید انرژی مریخ را به کار گیرید؟ با مریخ بر صعودی سنبله، میتوانید بهعنوان ویراستار یا مصاحبهگر کار کنید، بهجرأت به دنیای ذهنی سنبله وارد شوید، چگونگی حضور خود را ببینید و دیپلماتیک باشید تا اصطکاکهای احتمالی را کاهش دهید.»
بهنظر من این ایدهٔ خوبی است!

با اینکه میخواستم مشاورهٔ روبین را عملی کنم، سفر به آستین را در هتل فور سیزنز رزرو کردم تا ببینم آیا این شهر شلوغ واقعاً ارتباط نجومی با من دارد یا خیر.
بهمحض ورودم، احساس شتابی از هیجان که پیش از این تجربه نکرده بودم، در من جاری شد؛ همچون برق. دلم میخواست در شهر قدم بزنم و تمام آنچه شهر ارائه میدهد را ببینم. اولین هدف من، کشف شهر بود. به خرید رفتم، باربیکیو و غذاهای تکز‑مکس خوردم و در یک هانکی‑تُنک رقصیدم — حتی چند جفت چکمهٔ گاوچران را امتحان کردم و به دریاچهٔ لِدیبرد سر زدم (اگرچه نهاستخرپدالی نکردم). بهصورت کامل در زیبایی کلی آستین غوطهور شدم و صادقانه بگویم احساس میکردم میتوانم زندگی فوقالعادهای در اینجا داشته باشم، چون میخواستم همهٔ برنامه را انجام دهم و حتی بیش از آن.
صراحت مریخ در سفرم واضح بود. نه تنها توانستم کارهایم را در زمانهای آزاد بهسرانجام برسانم، بلکه چند مشتری احتمالی نیز در مسیر ملاقات کردم. در کافیشاپی محلی، اعتماد بهنفس پیدا کردم تا با مردم گفتگو کنم و اطلاعات تماسشان را ردوبدل کنم. هر صبح قبل از قهوهام با حس مثبتگرایی و سرزندگی بیدار میشدم.
با جابجایی علامت خورشیدم به خانهٔ دهم (تصویر عمومی و حرفه)، توانستم مهارتهای نجومیام را به نمایش بگذارم. اکثر افرادی که با آنها برخورد کردم — از فروشندهٔ یک فروشگاه تا رانندهٔ لیفت — میخواستند نشانههای زودیاک خود را بهعمق درک کنند و در شبکههای اجتماعی من را دنبال کردند. همچنین با برخی از پیروان دیرینهام آشنا شدم. جو کاملاً مملو از محبت بود.
از نظر شخصی، در حال عبور از چند اتفاق عاطفی هستم. انتقال علامت زهره از خانهٔ دهم به خانهٔ یازدهم — که نمایانگر جامعهٔ محلی است — به من احساس کرد که بخشی از صحنه هستم. سفری که داشتم شاید کوتاه باشد، اما تأثیر و مهربانیای که تجربه کردم، واقعی است. به این نتیجه رسیدم که افرادی وجود دارند که پر از زندگی و امیدند. این امر الهامبخش من شد تا بیشتر در محلهام مشارکت کنم. انرژی مثبت آنها مسری و واگیردار است — من بهوضوح از آن بهرهمند شدم.
حتی مادرم که همسفرم در این سفر بود — چون بازدید از آستین یکی از مقصدهای رویایی اوست — زمان فوقالعادهای داشت. ماه او که در برج عقرب قرار داشت، با صعودیاش در آستین ترکیب شد و تغییر قابلتوجهی در ارتباط او با دیگران بهوجود آورد. برای مثال، در حین رقص خطی (Line dancing) با برخی بومیان دوست شد و اطلاعات تماسشان را ردوبدل کرد؛ آنها با عشق مشترک به موسیقی کانتری و مد پیوند برقرار کردند. پس از یک نوشیدنی، بهیکدیگر تصاویر نوههایشان را نشان دادند. البته، مادرم بهصورت طبیعی جیپتر بر صعودیاش در برج جدی دارد — لذا از نظر اجتماعی طبیعتاً خوشرو است. اما در آستین، بهدلیل حضور ماه، رفتار او نرمتر و ملایمتر شد.
در رابطه با من، مادرم تشویقکنندهٔ تمایل من به سوار شدن بر تراموی هواپیما به سمت دریاچه بود. ما از تپهای با تراموی شیشهایپوش پایین رفتیم و منظرهای شگفتانگیز و نمادین از شهر دیدیم. معمولاً هر دو پیش از آن توقف میکردیم، اما با حضور مریخ در خانهٔ اولم، ترس از ارتفاع را رها کردم و موقعیت ماه مادرم مشتاق به حمایت من بود — بله، او پیشنهاد کرد دستم را بگیرد، که در واقع نیازی به آن نبود، چون حس جسارت و غیرقابلتغییر داشتم. با اینحال، بر روی گاو مکانیکی در بار سوار نشدیم.
آیا ما نسخهٔ مادر‑دختر «همسران شکارچی» بودیم؟ سفریمان نسبت به حرکات پرنقش آنها آرامتر بود، اما چارت من هرگز اینچنین زنده احساس نشده بود. حتی توانستم مرزبندیهایی با سایر اعضای خانواده اعمال کنم و صدای حقیقت را برآوردم. آستین بهنظرم برترین مقصد (G.O.A.T.) تمام جاهایی است که تا بهحال سفر کردهام — فهرست طولانی است چرا که ماه قوس من حس سرگردانی دارد. این مکان واقعاً برتر است — یا بگذارید بگویم «باربیکیو»!
بهطور کلی، محاسبهها منطقی بود. تجربهای فوقالعاده داشتم و انرژی را پنجبرابر حس کردم. آیا دوباره به آستین باز میگردم؟ قطعاً. دفعهٔ بعد، چکمهها و یک کلاه میخرم تا گاوچران درونیام را بهکار گیرم. انرژی قدمهایم قویتر و بزرگتر شد — همانند نوسان کردن پاندول به نفع من.