
نقطهای از ناامیدی این است که آخرین باری که ما ابرنواای در کهکشان راهشیری در سال ۱۶۰۴ شناسایی کردیم، هیچکس تلسکوپی برای اشاره به آن نداشت.
ما مجبوریم خودمان را به مطالعه بقایای ابرنواهای پیشین بسپاریم؛ این بقایا حداقل به ما میگویند این انفجارهای خیرهکننده چگونه بر محیط اطرافشان تأثیر گذاشتند.
سابقههای بیشتری در نجوم
- چه کسی واقعاً تلسکوپ را اختراع کرد؟
- چگونه ملوانان از ستارگان برای ناوبری استفاده میکردند
- رازهای جانتر مانتر

هرچه دربارهٔ خود ابرنواها بیشتر بدانیم، این مشاهدات ارزشمندتر میشوند.
چند مشاهدات معاصر از اروپا وجود دارد — برای مثال، کیپلر این رویداد ۱۶۰۴ را شناسایی کرد — اما در اکثر موارد ما به سوابق ژاپنی و چینی تکیه میکنیم.

شعرهای باستانی آسمانها
یک مقالهٔ علمی دلایل محکمی برای مشاهدات عربی از دو ابرنوا تاریخی ارائه میدهد: یک رخداد روشن در سال ۱۰۰۶ که بهطور گسترده دیده شد؛ و موردی کمتر شناختهشده در سالهای ۱۱۸۱ یا ۱۱۸۲ که ممکن است در دل چشمها پنهان شده باشد.
این مشاهدات در قالب شعری است که نویسندگان — عربپژوهان و یک ستارهشناس که با هم کار میکردند — باور دارند میتوانند برای اولین بار بهطور قابل اعتماد تاریخ آن را تعیین کنند.
سوابق ژاپنی و چینی نشان میدهند که حدود سال ۱۱۸۱ یک ابرنوا شمالی رخ داده است و برای مدتی ستارهشناسان معتقد بودند که شناختهاند این ابرنوا کدام پالسار را به وجود آورده است.
با این حال، این بقایای پیشنهادی اکنون بهنظر میرسد که بسیار کهنه باشد.
در عوض، ستارهای کمآشنا به نام IRAS 00500+6713 به این انفجار مرتبط شده است.
این ستاره دارای یک نِبولا اطرافی است که بهنظر میرسد تقریباً یک هزارسال قدمت داشته باشد، اما هنوز نامشخص است که آیا این سامانه میتوانست پس از یک ابرنوا زنده بماند یا نه.

پنهان در چاپلوسی
چنینکه ابن صنا الملک در قاهرهٔ سدهٔ دوازدهم نشسته و شعری برای تمجید از رهبر بزرگ صلاحالدین مینویسد.
این شعر که در آرشیوهای مختلف در سرتاسر جهان حفظ شده، به یک «نجم» جدید یا ستاره اشاره میکند؛ اصطلاحی که نویسندگان بر این نکته تأکید دارند که میتواند شامل یک ابرنوا باشد.
نقطهٔ مهم این است که این ستارهٔ جدید، که در شعر به تجلیل از عظمت صلاحالدین اشاره دارد، در یا نزدیک به صورت فلکی الکاف الخبیب، یا بهنام «دست رنگشده» — ستارهساز متشکل از پنج ستارهٔ روشن که ما بهنام کاسیوپیا میشناسیم — قرار دارد، که با موقعیت شمالی ابرنوا همسو است.

پس یک ستارهٔ جدید وجود دارد. اما باید زمان نگارش این شعر را بدانیم.
نویسندگان اشاره میکنند که این شعر تحسینی است، که برای تحتتاثیر قرار دادن یک حامی قدرتمند سروده شده.
اما تمجید نه تنها برای صلاحالدین بلکه برای برادرش نیز وجود دارد، که تنها زمانی معنادار میشود که هر دو در همان مکان برای شنیدن آن حضور داشته باشند؛ و هر دو در سالهای ۱۱۸۱/۱۱۸۲ در مصر بودند.
علاوه بر این، شعر بهخاطر دفاع صلاحالدین از مکه تمجید میکند؛ امری که نویسندگان آن را با حملهٔ صلیبیان در دسامبر ۱۱۸۱ مطابقت میدهند.
بنابراین این شعر باید بین دسامبر ۱۱۸۱ تا ماه مه ۱۱۸۲، زمانی که صلاحالدین مصر را ترک کرد، نوشته شده باشد.
اگر ستارهٔ جدید — که گفته میشود روشن است — واقعاً ابرنوا ما باشد، این بهما سن تقریباً دقیقی میدهد.
این یک علم بسیار مفید است که از تحلیل تاریخی شعری که برای چاپلوسی و جذب هدفدار نوشته شده است، استخراج شده است؛ اما نکتهٔ دیگری نیز در این روایت پیدا میشود.
اگر نویسندگان پژوهش درست بگویند و ابن صنا الملک از یک ابرنوا تازه برای تمجید از حامیانش استفاده کرده باشد، پس دانستن این ستارهٔ روشن جدید باید در دربار، حداقل، رایج بوده باشد.
بهجز اطلاعات علمی، این شعر نگاهی به جامعهای میاندازد که در آن یک ابرنوا نزدیک، بهقدر کافی مهم بوده تا حتی به بزرگمنان و شایستگان نیز خبر رسانده شود.
هرگاه ابرنوا بعدی شناسایی شود، امیدواریم شانس ما نیز به همان اندازه باشد.
کریس لینتوت در حال خواندن سوابق عربی جدید از قاهره درباره ابرنواهای ۱۱۸۱ و ۱۰۰۶ توسط J G Fischer، H Halm و همکاران بود. میتوانید این مقاله را بهصورت آنلاین در arxiv.org/abs/2509.04127 مطالعه کنید.

