

- ناتالی لینچ، ۵۶ ساله، در سال ۲۰۲۴ به اروپا نقل مکان کرد تا زندگی آرامتری داشته باشد و هزینهٔ زندگی کمتر باشد.
- او عاشق فلورانس بود اما توان مالی کافی نداشت؛ بنابراین امسال به آدِنژ، فرانسه رفت.
- لینچ میگوید زندگیاش در اروپا داستانمانندی نیست، اما بهتر از زندگیاش در آمریکا است.
این مقاله به روایتگر روایت شده بر پایه گفتوگویی با ناتالی لینچ، ۵۶ ساله، که در سال ۲۰۲۴ از سانفرانسیسکو به اروپا نقل مکان کرد و اکنون در Audenge، فرانسه ساکن است. این گفتوگو برای کوتاهسازی و شفافسازی ویرایش شده است.
همهگیری، با از دست دادن آزادی، قطع ارتباط و پیام واضح اینکه زندگی میتواند کوتاه باشد، برای من زنگ بیداری واقعی بود. تصمیم گرفتم تغییرات بزرگی انجام دهم، حتی اگر هنوز تصویر واضحی از پایان مسیر نداشتم.
من کار را از ۱۵ سالگی شروع کردم و میخواستم از چرخهٔ بیپایان رهایی یابم. بنابراین در ۲۰۲۱ خانهام را در اوکلند فروختم و چند سال بعد، در ۲۰۲۴ کسبوکار استیجینگ خانهام را که به مدت ۲۴ سال مالک آن بودم، به فروش رساندم.
پس از آن، پسانداز چندانی نداشتم و پیشرفت خاصی در سانفرانسیسکو نداشتم، بنابراین تصمیم گرفتم تمام اموالم را بهکار ببرم و با سگ کوچکم، انزو، به اروپا نقل مکان کنم.
این گام بزرگی بود که خودم را از منطقهٔ راحتی بیرون کشیدم. خانهام را به مدت ۱۷ سال در اختیار داشتم و در اطرافم شبکهٔ پشتیبانی قوی از دوستان و همسایگان بود، اما به دنبال زندگی جدیدی بودم.

در ابتدا، ما طول سواحل ایتالیا را مرور کردیم. چند ماه در فلورانس و چند هفته در رم سپری کردم. هر دو شهر را دوست داشتم، اما متوجه شدم ایتالیا برای یک زن مجرد با سگ کوچکی مناسب نیست. پس از مدتی در اسپانیا، اکنون در فرانسه، در سواحل خلیج آرکاشون نزدیک بوردو هستیم.
پیمایش شهرهای جدید، مغازهها، زبانها و مردم جالب بوده است. این مسیر قطعاً برای افراد دلکم نیست. اما من از خانوادهای مهاجر به فرانسه و نیاکان روسی برخوردارم، بنابراین حس ناهماهنگی برای من جدید نیست. شاید این تجربه را کمی آسانتر کند.
من عاشق فلورانس بودم، اما توان مالی اقامت طولانیمدت را نداشتم
وقتی به ایتالیا رفتیم، من و انزو اکثر سواحل را گشتیم تا مکان رؤیاییمان را پیدا کنیم، اما هرگز موفق نشدیم. اگرچه این یک ماجراجویی عالی بود، تنها جاهایی که احساس خوشبختی واقعی میکردم، رم و فلورانس بودند.
فلورانس ترکیبی عالی از مردم دارد؛ این شهر واقعاً دوستانه و پرجنبوجوش است. در آنجا دوستی در فیسبوک پیدا کردم که آپارتمانی در سمت مخالف رود آرنو، دور از مناطق توریستی، داشت و به من اجازه داد تا ماهانه ۲۴۰۰ دلار اجاره کنم.

من و انزو هر روز قدم میزدیم، حتی در هر ساعت از شب در فلورانس، این شهر بسیار ایمن بود. بخش مورد علاقهام از زندگی در آنجا، تبدیل شدن به مشتری ثابت فروشندگان محلی بود. به حدی رسید که وقتی وارد میشدیم، مردم میگفتند: «سلام، انزو».
دانستیم که زندگی در فلورانس در درازمدت هزینهبر خواهد بود. چون در حال کار نیستم و روی پساندازهایم زندگی میکنم، حتی با یک بودجه محدود نیز دشوار است.
من واقعاً میخواستم کنار دریا زندگی کنم و تصور نمیکردم که در فلورانس یا رم پیر شوم، بنابراین چمدانهایم را بسته و به سمت فرانسه رفتم. با این وجود، برای ترک این شهر همچنان حس غم داشتم.
در حال ساختن زندگی در فرانسه
در مورد اینکه فرانسوی شوم یا با سبدی پر نان روی دوچرخه سوار شوم، این رؤیای من نیست. رؤیای من این است که افراد مهربان را ملاقات کنم، در یک مسیر ساحلی سرسبز قدم بزنم، با انزو در سبد دوچرخه سوار شوم و هوای دریا را تنفس کنم.
در طول اقامتام در فرانسه، یک خودرو کرایهای داشتم که این امکان را به من داد تا چندین پایگاه داشته باشم و بسیاری از شهرهای اطراف را کاوش کنم.
وقتی در سپتامبر انزو مریض شد، تصمیم گرفتم در یک شهر کوچک که عمدتاً فرانسوی است، در خلیج آرکاشون مکانی برای اجاره بگیرم. احساس خوبی است که در یک مکان ثابت ساکن شویم — در طول یک سال بیش از ۳۰ مکان مختلف را تجربه کردیم که هر بار سگ کوچکام و من را از منطقهٔ راحتیمان بیرون میبرد.

من یک دوپلاکس کاملاً مبله در Audenge اجاره کردهام. اجاره ماهانه ۱۲۰۰ یورو (حدود ۱۴۰۰ دلار) است که شامل هزینههای آب، برق و گاز میشود. این دوپلاکس بسیار ساکت است، حیاط دارد و با یک زوج فرانسوی مهربان به اشتراک میگذارم.
ما باید در ماه ژوئیه برای فصل تابستان، زمانی که هزینههای اجاره بهطرزی شدیدی افزایش مییابد، جابهجا شویم. هنوز نمیدانم در مرحلهٔ بعدی کجا خواهیم رفت، اما مطمئنم که آنجا پایگاهی ثابت خواهد بود که بتوانم بقیه وسایلم را از کالیفرنیا دریافت کنم و حس ثباتی ایجاد کنم.
هفتهٔ گذشته نیز نهایتاً یک خودرو بهقیمت ۱۸۶۰۰ یورو (معادل ۲۱٬۸۰۲٫۸۳ دلار) خریداری کردم. این یک تسکین بود، چرا که تا کنون هزینههای زیادی را صرف خودروهای کرایهای کرده بودم.
در حال حاضر برای گرفتن گواهینامه رانندگی فرانسوی مطالعه میکنم — آزمون به زبان فرانسوی خواهد بود، زبانی که فقط بهصورت پایه میدانم. با این حال، اطمینان دارم میتوانم موفق شوم، چرا که پیش از این کارهای بسیاری را به انجام رساندهام.
قصد ندارم به ایالات متحده بازگردم
در طول سفرهایم در اروپا، مکانهای زیبای بسیاری را دیدم و افراد مهربان، بامزه و خوشذوقی را ملاقات کردم. حضور انزو در کنارم بیشترین تسهیلکنندهٔ این تجربه بود — او بهترین همسفر سفر من بود.
همچنین در این مسیر، چیزهای زیادی درباره خودم آموختم، مانند توانایی سازگار شدن و حل مشکلات. دیگر از رفتن به مکانهای جدید، صرف غذا به تنهایی، مراجعه به دفاتر دولتی، گرفتن وقت ملاقات به زبان دیگر، یا درخواست کمک از غریبهها نمیترسم. در یک کشور جدید رانندگی میکنم، قطار میگیرم، ارتباط چشمی برقرار میکنم و مکالمه آغاز میکنم.
تا به حال بهقدری ناامید نشدهام که کار را رها کنم. هر روز به خودم یادآوری میکنم که خوششانس هستم که کار ندارم، بنابراین زمان دارم تا به هر هدفی که میخواهم دست یابم.

هنوز در حال سازگار شدن با دوری از منزل و دوستانم هستم. هرگز تصور نمیکردم بهترین دوست یک ایتالیایی یا فرانسوی شوم یا به صرف شام یکشنبه دعوت شوم. نمیتوانید به کشوری دیگر مهاجرت کنید و انتظار داشته باشید که بهطور کامل در فرهنگ آن فرو رفته باشید.
با این حال، برنامهام این است که در اروپا بمانم. بازگشت به ایالات متحده به معنای شروع دوباره از صفر و بازسازی است. من نمیتوانم با پساندازهایم در آمریکا زندگی کنم، اما در اروپا میتوانم با بودجه حدود ۳۰۰۰ دلار در ماه بهسر ببرم.
اگرچه فکر نمیکنم اینجا زندگی بهترینام باشد، اما این زندگی بهتر از زندگیام در کالیفرنیا است، پس در مسیر درستی پیش میروم. هنوز همه چیز را ندانستهام، اما سرعت زندگی آرامتر، نداشتن فشار کار روزانه و دوری از مسابقهٔ موشداری، هدایای بزرگی برایم بودهاند.
ما میخواهیم از بازنشستگانی که اخیراً به کشور جدیدی نقل مکان کردهاند — یا قصد دارند جابجا شوند — بشنویم. چه عاملی تصمیم شما را هدایت میکند؟ برای به اشتراکگذاری داستان خود، به گزارشگر آلسینا لود در alloyd@insider.com ایمیل بزنید.

