

ارتباطات دیجیتال و شبکههای اجتماعی به ما امکان تماس فوری را هنگام سفر میدهند، اما کارتپستالهای پست کروی همچنان مسافران را به هم میپیوندند.
صبح گرمسوزی در جزیرهٔ کو چانگ (Koh Chang) تایلند بود و من در یک کافه نشسته بودم، عرق میجوشیدم در حالی که به قطعهای کوچک و مستطیلشکل از مقوا نگاه میکردم. چشمهایم بهسرعت بر روی آن متمرکز شد، که روی یک قفسهٔ پوشیده از گرد و خاک در گوشهٔ کافه قرار داشت، در حالی که از کنارش میگذشتم و یک ظرف پلاستیکی پر از برنج چسبان و تکههای مانگو در دست داشتم. من روزها به دنبال یک کارتپستال میگشتم تا برای بهترین دوستام در کارولینای شمالی بفرستم – این کار برای بیش از ۱۰ سال، از زمانی که خانوادهاش وقتی در دورهٔ متوسطه بودیم، جابهجا شدند، ادامه داشته است.
من تصویر دلخواهم را از قفسه برداشت کردم، تصویری از ساحل شنی سفید جایی که در آن اقامت داشتم، هزینهٔ کارت و تمبر را پرداخت کردم، پیام را با ماژیک بنفش نوشتند و سپس آن را در جعبه پست سرخ واقع در خیابان اصلی جزیره انداختم. در کمتر از پنج دقیقه و حدود ฿۵۰ (معادل £۱.۱۳)، سنت محبوبمان را ادامه دادم؛ پیوندی که ما را از طریق قارهها و زمان به هم متصل میکرد.
عشق عتیق
دوست من و من جزو نسلِ بهتدریج نادرتر میشویم. طبیعت فوری ارتباطات دیجیتال، شامل امکان ارسال پیام «کاش اینجا بودی» یا بارگذاری چرخدندهای از عکسها در شبکههای اجتماعی، کارتپستالهای پست کرمی را به نقش ثانویهای در صحنهٔ سفر تبدیل کرده است. میتوان آن را علامتی از زمانها نامید: ادارهٔ پست ایالات متحده هماکنون با بدهی ۱۵ میلیارد دلاری مواجه است و تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۹ میلیارد دلار زیان داشته است. ارسال پست کلاسیک، که شامل نامهها و کارتپستالها میشود، در ۱۵ سال اخیر در آمریکا ۵۰٪ کاهش یافته و پیشبینی میشود در دههٔ آینده ۲۹٪ دیگر هم کاهش یابد. در سال ۲۰۲۴، آمریکاییها حدود ۳۲۵ میلیون کارت و کارتپستال مهرشده ارسال کردند، که کاهش چشمگیری نسبت به بیش از ۲٫۷ میلیارد کارتپستال در سال ۲۰۰۰ است. در دانمارک، سرویس پست دولتی این کشور، پستنورد، اوایل امسال اعلام کرد که تا پایان سال ۲۰۲۵ تحویل نامهها را خاتمه خواهد داد. با اشاره به کاهش ۹۰٪ در حجم نامهها از سال ۲۰۰۰، این کشور شروع به حذف جعبههای پست سرخ نمادین خود کرده و میراث ۴۰۰‑ساله خود را به پایان میرساند.
برای بسیاری، ارسال کارتپستال به یک یادگار از دوران گذشته تبدیل شده است. اما در حالی که این سنت نوستالژیک سفر ممکن است در خطر باشد، هنوز هم بهصورت آرام آنچه را که همیشه بهترین کار خود میکرد انجام میدهد: پیوند دادن عزیزان. درخواستهای نجات کارتپستالها در شبکههای اجتماعی مانند تیکتوک و اینستاگرام گسترش یافتهاند، جایی که هشتگ #postcard حدود ۶٫۵ میلیون پست دربارهٔ تبادل و نکات تزئین کارت بهوجود آورده است. واضح است که مسافران، از نسلی بابامیک تا میلیونی و نسل Z، هنوز از آنها بهعنوان راهی برای تعامل مؤثرتر با عزیزانشان استفاده میکنند.

تجربهٔ سفر در قالب لقمه
کارتپستالها در اواسط قرن نوزده، همزمان با رشد صنعت گردشگری، به وجود آمدند. همانطور که یک اقتصاد کامل بر پایهٔ تجربههای سفر شکل میگرفت، کارتپستالها بهسرعت بهعنوان روشی ارزان و آسان برای ارتباط محبوب شدند، بهنظر جردن گیراردین، مورخ سفر و گردشگری. کارتپستالهای اولیه شامل یک تصویر به همراه فضای کوچکی برای پیام در جلو بودند؛ پشت کارت برای تمبر و آدرس اختصاص داشته بود. «کارتپستالها برای ترویج تجربهٔ گردشگری در نظر گرفته شده بودند»، میگوید گیراردین، یک میلینیال که هنگام سفر کارتپستال برای اعضای خانواده میفرستد. «این موضوع ارتباط زیادی با تبلیغات داشت؛ تبلیغ یک مکان خاص با شهرت خاص… داشتن اثر بصری واقعاً، واقعاً مهم بود.»
در بریتانیا، حدود ۷۵ میلیون کارتپستال در سال ۱۸۷۱ ارسال شد و تا سال ۱۹۱۰ این کشور بیش از ۸۰۰ میلیون کارتپستال در سال میفرستاد. کارتپستالهای امروزی، که تصویری بر یک طرف و فضایی برای پیام و آدرس در طرف دیگر دارند، در اوایل قرن بیستم ظاهر شدند و بهگونهای نقطهٔ شروع دورهٔ معروف به «عصر طلایی کارتپستال» در ایالات متحده را رقم زدند؛ اشتیاق جمعآوری و ارسال کارتپستال که بین سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۵ ادامه یافت. تا سال ۱۹۱۳، آمریکاییها بیش از ۹۰۰ میلیون کارتپستال در سال میفرستادند.
گیانجر اسلوناکر، هنرمند منطقهٔ سانفرانسیسکو، یک نفر از نسل بابامیک که در زمان جوانیاش کارتپستالها همچنان سریعترین و ارزانترین روش برای بهاشتراکگذاری تجربههای سفر بودند، بهیاد میآورد که چگونه بارها، رستورانها و گالریهای هنری بهصورت رایگان آنها را توزیع میکردند. وقتی در خارج از کشور زندگی میکرد، هر هفته چندین کارتپستال برای والدین و مادرشوهرش مینوشت و میفرستاد. او میگوید: «فقط میخواستم این کارتها قطعهٔ کوچکی از آنچه در زندگیام رخ میدهد باشد». «دریافت کارتپستال خاص بود… زیرا آنها با سفر به یک مکان جدید مرتبط بودند.»
بهسوی پیشرفت اینترنت در دههٔ ۱۹۹۰ مینگریم، آنگاه کارتپستالها جذابیت خود را از دست دادند – اما نه برای همه. در حالی که اسلوناکر اکنون بیشتر پیامک میفرستد تا کارتپستال، او هنوز هر ماه چند کارت به دوستانش مینویسد. بههر حال، پیامک فقط تا حدودی میتواند ادامه یابد: «قطعاً شخصیت شما از طریق پیامک منتقل نمیشود. و چند بار میتوانید ایموجی لبخنددار بفرستید؟»
ملیسا مکگیبن، نویسنده و ویراستار سفر از نسل میلینیال که بهمدت ۳۰ سال کارتپستال میفرستد، آنها را «بهترین سوغاتی» مینامد. همه اینطور فکر میکنند که این کار دیگر مد نیست و افراد کمی این کار را انجام میدهند. اما من فکر میکنم هنوز تعداد زیادی از ما این کار را میکنیم.

بازگشت به اصول
در زمانی که رسانههای اجتماعی به سینی پر از تصاویر بینقص و لحظات بهدقت انتخابشده تبدیل شدهاند، ملموس بودن نوشتن با قلم بر روی کاغذ برای بهاشتراکگذاری لحظات آرام با عزیزان هرگز اینچنین عمیق نبوده است. برای صوفیا کوروس واگز، خالق آزاد و مترجم، این همان جذابیت دقیق کارتپستال ساده است.

«این تجربه در زمینهٔ ارتباط، چیزی هدفمندتر ارائه میدهد. امروزه، بهدلیل فوریت پیامها و فرهنگ اضطراری اطراف آن، حس میشود کمتر صمیمی است»، او میگوید. «چیزی رمانتیک و سرگرمکننده در حفظ این سنت وجود دارد». واگز، که از نسل Z است، اولین بار در کودکی برای پدربزرگ و مادربزرگ بابامیک خود کارتپستال مینوشید. امروز، او این کارتها را برای دوستانش میفرستد.
او بر این باور است که نسلش ممکن است بهقدر میلیونیها یا بابامیکها کارتپستال نفرستد، اما هنوز جذابیت دارد؛ این موضوع در شبکههای اجتماعی و از طریق پروژههایی نظیر پستکراسینگ، برنامهٔ تبادل کارتپستال جهانی با بیش از ۸۰۰ ۰۰۰ عضو در ۲۱۰ کشور، که در سال بیستم خود است، مستند میشود. «یک ایمیل بهسرعت در دریای ایمیلهای دریافتی گم میشود»، میگوید بنیانگذار پستکروسینگ، پائولو ماگالهایس. «اما کارتپستال؟ برجسته میشود – و بلافاصله جای خود را روی درب یخچال یا میزهای ما پیدا میکند.»
با وجود لذتهای دریافت و ارسال کارتپستال، امروز این مراسم با چالشهایی مواجه است. مکگیبن متوجه شده است که یافتن یک کارتپستال مناسب برای ارسال میتواند دشوار باشد. او بر این باور است که اگر فروشگاههای سوغاتی بر فروش کارتپستالهای زیبا و تمبرهای جذاب تمرکز کنند، تعداد بیشتری از مسافران به این عمل علاقهمند خواهند شد. «این میتواند یک معدن طلا باشد»، میگوید.
کمبود بودجهای که سیستم پست جهانی را تهدید میکند، مسافرانی مانند واگز و بارت را نسبت به ارسال کارتپستال از خارج محتاط کرده است. بارت معمولاً کارتپستالهای خود را وقتی به خانه در ایالات متحده برمیگردد میفرستد یا گاهی بهصورت تحویل دستی میآورد. «من کمی پارانوئید هستم، ترجیح میدهم مطمئن شوم که به شخص مقصد میرسد»، او توضیح میدهد.
با وجود این چالشها، مکگیبن تا به امروز هزاران کارتپستال ارسال کرده و هیچگونه برنامهای برای توقف ندارد. «شاید این تصمیم مالی هوشمندانهای در درازمدت نباشد، چون هزینهٔ تمبرها همواره در حال افزایش است، اما در روابط انسانی سرمایهگذاری است.»
اگرچه نوشتن و ارسال کارتپستال شاید دیگر بهعنوان رایجترین روش ارتباطی انسانها هنگام سفر نمانده باشد، گیراردین باور دارد که این کارتها هنوز آیندهای دارند، بهویژه در میان افرادی که بهارزشگذاری معنای آنها اهمیت میدهند: «کارهایی که مردم در گذشته انجام میدادند و آنچه امروز میکنند، بله، متفاوت است. اما همچنین یکسان است: ما سعی میکنیم لحظهای از کشف را در حین سفر توصیف کنیم و با دیگران بهاشتراک بگذاریم.»
تقریباً شش هفته طول میکشید تا دوست من در کارولینای شمالی کارتپستال تایلندیام را دریافت کند، و در آن زمان پیام من تبدیل به خاطرهای دور شد، که هر دو را شگفتزده و خوشحال کرد، همانند پردازش فیلم از یک دوربین قدیمی. نوشتن کارتپستال به من یادآوری میکند که هنگام سفر با زمان و عزیزانم بیشتر هدفمند باشم. و این همیشه بر یک عکس اینستاگرامی برتری دارد.
—



