
- ما عاشق شمال غربی اقیانوس آرام شدیم و میخواستیم هر تابستان را آنجا زندگی کنیم.
- قیمت مسکن در منطقه مورد نظر ما بسیار گران بود، بنابراین به جای آن، یک قطعه زمین و یک کاروان خریدیم.
- زندگی بدون دسترسی به امکانات شهری آسان نیست، اما ما عاشق گذراندن چند ماه از سال در دل جنگل هستیم.
رؤیای زندگی در شبهجزیره المپیک واشنگتن، زمانی که در سال ۲۰۱۰ برای تعطیلات به آنجا رفته بودیم، در ذهن ما شکل گرفت.
من یک بروشور مسافرتی درباره شهر «پورت تاونسند» برداشته بودم و همانطور که با شریک زندگیام، کارول، در آن منطقه رانندگی میکردیم، با خوشحالی آن را با صدای بلند میخواندم.
آن بروشور، آنجا را مکانی عالی برای قایقرانی کایاک، پیادهروی و دوچرخهسواری، با یک جامعه قایقرانی فعال و جنگلهای زمردین توصیف میکرد؛ همه چیزهایی که همراه اهل طبیعتم عاشقشان است.
وقتی درباره خانههای جذاب ویکتوریایی، بندرگاه تاریخی، جشنوارههای متعدد موسیقی و هنر، و جامعه پررونق نویسندگان محلی آنجا مطلع شدم، بیش از پیش شیفته آن منطقه شدیم.
اینجا مقصدی ایدهآل برای خانه دوم ما بود. در آن زمان، هر دوی ما در آریزونا کار و زندگی میکردیم و فقط برای سفرهای کوتاه به شمال غربی اقیانوس آرام برمیگشتیم.
اما ما نمیخواستیم فقط برای تعطیلات به این منطقه بیاییم؛ میخواستیم جای پایی برای خودمان باز کنیم و برای چند ماه از سال، بخشی از این جامعه باشیم.
متأسفانه، با ادامه افزایش قیمت مسکن در آن منطقه، به نظر میرسید رؤیایمان از نظر مالی دستنیافتنی است. قیمت بسیاری از خانهها بیش از ۵۰۰ هزار دلار بود که بسیار فراتر از بودجه ما بود.
چشمانداز ما تیره و تار به نظر میرسید تا اینکه مشاور املاکمان آگهی یک قطعه زمین جنگلی پر از درخت و گلهای وحشی را در حدود ۳۰ دقیقه خارج از شهر برایمان فرستاد.
این زمین برق، فاضلاب یا آب نداشت و تنها سازه دائمی آن یک دستشویی صحرایی بود. اما ملک، جادهای آماده و دسترسی آسان به بزرگراه ۱۰۱ و همچنین آنتندهی عالی تلفن همراه و اتصال وایفای داشت.
و مهمتر اینکه، با بودجه ما همخوانی داشت.
برای تحقق رؤیای داشتن خانهای در واشنگتن، زندگی خارج از شبکه امکانات شهری را پذیرفتیم

در سال ۲۰۲۲، ما این ملک ۴.۶ هکتاری را ندیده به قیمت ۱۶۰ هزار دلار خریدیم و یک کاروان مقاوم ۲۰ فوتی «ایراستریم بیسکمپ» به قیمت ۶۵ هزار دلار سفارش دادیم تا به عنوان خانه جدید ما عمل کند.
به جای توسعه زمین، تصمیم گرفتیم خارج از شبکه امکانات شهری زندگی کنیم. ما پنلهای خورشیدی قابل حملی خریدیم تا سیستم موجود روی سقف کاروان را تقویت کنیم.
آب باران را برای مصارف خانگی (شستن ظروف و دستها) جمعآوری و میجوشانیم و آب آشامیدنی و پختوپز را از تأسیساتی در فاصله حدوداً ۸ کیلومتری حمل میکنیم.
برای آسانتر کردن کارها، کارول حتی یک پمپ کوچک باطریخور برای انتقال آب به داخل کاروانمان نصب کرد.

ما همچنین راهکارهایی برای صرفهجویی در مصرف انرژی پیدا کردهایم؛ مثلاً وقتی به شهر میرویم، گوشیها، کامپیوترها و ابزارهای باغبانی شارژی خود را شارژ میکنیم.
کاروان کوچک و دنج ما ممکن است کمی تنگ شود، بنابراین یک چادر در فضای باز برپا کردیم که یک اجاق گاز پروپانی، یک پمپ پایی برای شستن ظروف، و یک میز و صندلی برای غذا خوردن در فضای باز دارد.
کارول به یک گروه موسیقی محلی پیوسته، بنابراین این چادر به عنوان فضای تمرین نیز استفاده میشود.

ملک ما به آب دسترسی ندارد، بنابراین کارول ماهانه هزینهای برای نگهداری کایاک خود در یک اسکله در فاصله ۲۹ کیلومتری از ملک ما پرداخت میکند. این کار همچنین به ما امکان دسترسی به یک لنگرگاه در فاصله ۱۳ کیلومتری را میدهد.
در هر دو مکان، میتوانیم از دوشهای آب گرم سکهای و سطلهای زباله برای دور ریختن زبالههایمان استفاده کنیم. اگرچه ما طرفدار حفظ محیط زیست هستیم، اما کاملاً هم تکنولوژیگریز نیستیم.
بالاخره هر کسی تا حدی میتواند فداکاری کند.
در مجموع، گذراندن بخشی از سال در دل جنگل فوقالعاده است

زندگی بدون دسترسی به امکانات شهری یک ماجراجویی جالب بوده است، اما ما از تصمیم خود پشیمان نیستیم.
شمال غربی اقیانوس آرام اکنون برای سه تا پنج ماه از سال، درست همانطور که رؤیایش را داشتیم، خانه ماست. بقیه سال را در خانهمان در آریزونا که به شبکه شهری متصل است، میگذرانیم.
البته قبل از اینکه برای زمستان به جنوب کوچ کنیم، همیشه ماشین چمنزنی خود را برای سرما آماده میکنیم، روی جادههای خاکی شن بیشتری میریزیم، لولاهای کانتینر انباریمان را روغنکاری میکنیم و درختانمان را هرس میکنیم.
در نهایت، خوشحالم که راهی برای لذت بردن از واشنگتن بدون هزینه سنگین خرید خانه پیدا کردهایم.